دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۵ بازديد
از آن جا برفتيم به شهري رسيديم كه آن را عرقه ميگفتند. چون از عرق دو فرسنگ بگذشتيم به لب دريا رسيديم و برساحل دريا روي از سوي جنوب پنج فرسنگ برفتيم به شهر طرابلس رسيديم و از حلب تا طرابلس چهل فرسنگ بود بدين را ه كه ما نرفتيم.
روز شنبه پنجم شعبان آن جا رسيديم. حوالي شهر همه كشاورزي و بساتين و اشجار بود و نيشكر بسيار بود، و درختان نارنج و ترنج و موز و ليمو و خرما و شيره نيشكر در آن وقت ميگرفتند.
شهر طرابلس چنان ساختهاند كه سه جانب او با آب درياست كه چون آب دريا موج زند مبلغي بر باروي شهر بر رود چنان كه يك جانب كه با خشك دارد كنده اي عظيم كردهاند و در آهنين محكم بر آن نهاده اند.
جانب شرقي بارو از سنگ تراشيده است و كنگرهها و مقاتلات همچنين. و عرادهها بر سر ديوار نهاده. خوف ايشان از طرف روم باشد كه به كشتيها قصد آن جا كنند. و مساحت شهر هزار ارش است در هزار ارش تيمه چهار و پنج طبقه و شش نيز هم هست و كوچهها و بازهارها نيكو پاكيزه كه گويي هر يكي قصري است آراسته و هر طعام و ميوه و ماكول كه در عجم ديده بودم همه آن جا موجود بود بل به صد درجه بيش تر. و در ميان شهر مسجدي آدينه عظيم پاكيزه و نيكو آراسته و حصين، و در ساحت مسجد قبه اي بزرگ ساخته و در زير قبه حوضي است از رخام و در ميانش فواره برنجين و در بازار مشرعه اي ساخته است كه به پنج نايژه آب بسيار بيرون ميآيد كه مردم برمي گيرند و فاضل بر زمين ميگذرد و به دريا ميرود، و گفتند كه بيست هزار مرد در اين شهر است، و سواد و روستاق هاي بسيار دارد، و آن جا كاغذ نيكو سازند مثل كاغذ نيكو سازند مثل كاغذ سمرقندي بل بهتر، و اين شهر تعلق به سلطان مصر داشت، گفتند سبب آن كه وقتي لشكري از كافر روم آمده بود و اين مسلمانان به آن لشكر جنگ كردند و آن لشكر را قهر كردند سلطان مصر خراج از آن شهر برداشت و هميشه لشكري از آن سلطان آن جا نشسته باشد و سالاري بر سر آن لشكر تا شهر را از دشمن نگاه دارند، و باجگاهي است آن جا كه كشتي هاي كه از اطراف روم و فرنگ و اندلس و مغرب بيايد عشر به سلطان دهند، و ارزاق لشكر از آن باشد، و سلطان را آن جا كشتيها باشد كه به روم و سقيله و مغرب روند و تجارت كنند، و مردم اين شهر همه شيعه باشند، و شيعه به هر بلاد مساجد نيكو ساخته اند. در آن جا خانهها ساخته بر مثال رباطها اما كسي در آن جا مقام نمي كند و آن را مشهد خوانند و از بيرون شهر طرابلس هيچ خانه نيست مگر مشهد دو سه چنان كه ذكر رفت.