دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۷ بازديد
به ديهي رسيدم كه آن را پروة ميگفتند، آن جا قبر عيش و شمعون عليها السلام را زيارت كردم و از آن جا به مغاك رسيدم كه آن را دامون ميگفتند، آن جا نيز زيارت كردم كه گفتند قبر ذوالكفل است عليه السلام و از آن جا به ديهي ديگر رسيدم كه آن را اعبلين ميگفتند و قبر هود عليه السلام آن جا بود زيارت آن دريافتم. اندرحظيره او درختي خرتوت بود و قبر عزيز النبي عليه السلام آن جا بود زيارت آن كردم و روي سوي جنوب برفتم به ديهي ديگر رسيدم كه آن را حظيره ميگفتند و بر جانب مغربي اين ديه دره اي بود و در آن دره چشمه آب بود پاكيزه كه از سنگ ساخته و سقف سنگين در زده و دري كوچك بر آن جا نهاده چنان كه مرد به دشواري در تواند رفتن و دو قبر نزديك يكديگر آن جا نهاده يكي از آن شعيب عليه السلام و ديگري از آن دخترش كه زن موسي عليه السلام بود. مردم آن ديه آن مسجد و مزار را تعهد نيكو كنند از پاك داشتن و چراغ نهادن و غيره. و آن جا به ديهي شدم كه آن را اربل ميگفتند و بر جانب قبله آن ديه كوهي بود و اندر ميان آن كوه حظيره اي و اندر آن حظيره چهار گور نهاده بود از آن فرزندان يعقوب عليه السلام كه برادران يوسف عليه السلام بودند، و از آن جا برفتم تلي ديدم زير آن تل غاري بود كه قبر مادر موسي عليه السلام در آن غار بود. زيارت آن جا دريافتم و از آن جا برفتم دره اي پيدا آمد به آخر آن دره دريايي به ديد (پديد) آمد كوچك و شهر طبريه بر كنار آن درياست.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد