من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

برچسب هاي موضوع اشعار سهراب سپهري

۳۷ بازديد

سهراب سپهري

لينك ورود به اشعار سهراب سپهري

سهراب - سپهري - سهراب سپهري  - اشعار - اشعار سهراب - اشعار سپهري - اشعار سهراب سپهري - شعر سهراب - شعر سپهري - شعر سهراب سپهري - مجموعه زندگي خواب ها - زندگي خواب ها - زندگي خوابها - مجموعه زندگي خوابها - مجموعه مرگ رنگ - مرگ رنگ - مجموعه ما هيچ ما نگاه - ما هيچ ما نگاه - ما هيچ ، ما نگاه - مجموعه حجم سبز - حجم سبز - مجموعه مسافر - مسافر - مجموعه صداي پاي آب - صداي پاي آب - مجموعه آواز آفتاب - آواز آفتاب - مجموعه شرق اندوه - شرق اندوه - سهراب شاعر - سپهري شاعر - سهراب سپهري شاعر

لينك ورود به اشعار سهراب سپهري


برچسب هاي موضوع اشعار احمد شاملو

۳۶ بازديد

احمد شاملو

لينك ورود به اشعار احمد شاملو

احمد شاملو - احمد - شاملو - اشعار احمد شاملو - اشعار احمد - اشعار شاملو - اشعار احمد شاملو - احمدشاملو - اشعار احمدشاملو - مجموعه آهن ها و احساس - آهن ها و احساس - آهنها و احساس - آهن هاواحساس - آيدا،درخت،خنجر و خاطره - آيدا و درخت و خنجر و خاطره - آيدا - درخت - خنجر - خاطره - ۲۳ - مجموعه ۲۳ - اشعار ۲۳ - قطع نامه - اشعار قطع نامه - هواي تازه - اشعار هواي تازه - باغ آينه - باغ آيينه - اشعار باغ آينه - اشعار باغ آيينه - لحظه هاوهميشه - اشعار لحظه هاوهميشه - اشعار لحظه ها و هميشه - آيدا در آينه - اشعار آيدا در آينه - آيدا در آيينه - اشعار آيدا در آيينه - ققنوس در باران - اشعار ققنوس در باران - ققنوس درباران - اشعار ققنوس درباران - مرثيه هاي خاك - اشعار مرثيه هاي خاك - شكفتن در مه - شكفتن درمه - اشعار شكفتن در مه - اشعار شكفتن درمه - ابراهيم در آتش - ابراهيم درآتش - اشعار ابراهيم در آتش - اشعار ابراهيم درآتش - دشنه در ديس - دشنه درديس - اشعار دشنه در ديس - اشعار دشنه درديس - ترانه هاي كوچك غربت - اشعار ترانه هاي كوچك غربت - مدايح بي صله - مدايح بيصله - اشعار مدايح بي صله - اشعار مدايح بيصله - در آستانه - درآستانه - اشعار در آستانه - اشعار درآستانه - حديث بي قراري ماهان - اشعار حديث بي قراري ماهان - حديث بيقراري ماهان - اشعار حديث بيقراري ماهان - شعر احمد - شعر شاملو - شعر احمد شاملو - شعر احمدشاملو - احمد شاعر - شاملو شاعر - احمد شاملو شاعر - احمدشاملو شاعر

لينك ورود به اشعار احمد شاملو


برچسب هاي موضوع اشعار فروغ فرخزاد

۳۶ بازديد

فروغ فرخزاد

لينك ورود به اشعار فروغ فرخزاد

فروغ - فرخزاد - فروغ فرخزاد - اشعارفروغ فرخزاد - اشعار فروغ فرخزاد - ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد - اشعار ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد - اشعار مجموعه ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد - ايمان بياوريم - ايمان به آغاز فصل سرد - ايمان بياوريم به آغازفصل سرد - تولدي ديگر - اشعار تولدي ديگر - اشعار مجموعه تولدي ديگر - اشعارتولدي ديگر - اشعارمجموعه تولدي ديگر - تولد ديگر - تولدديگر - عصيان - مجموعه عصيان - اشعار عصيان - اشعار مجموعه عصيان - اشعارعصيان - اشعارمجموعه عصيان - ديوار - مجموعه ديوار - اشعارديوار - اشعار مجموعه ديوار - اشعارمجموعه ديوار - اسير - مجموعه اسير - اشعار مجموعه اسير - اشعارمجموعه اسير - شعر فروغ - شعر فرخزاد - شعر فروغ فرخزاد - شعرفروغ فرخزاد

لينك ورود به اشعار فروغ فرخزاد


عيد نوروز

۳۴ بازديد


باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا
 جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
 نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفي و عارف ازين باديه دور افتادند
 جام مي گير ز مطرب، كه رَوي سوي صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
 من سرمست، ز ميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غني و درويش
 يار دلدار، ز بتخانه دري را بگشا
گر مرا ره به در پير خرابات دهي
 به سر و جان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
 تا به دلدار رسيدم نكنم باز خطا


زندگينامه امام خميني (ره)

۳۳ بازديد

"براي جستجو در اشعار امام خميني (ره) كليك كنيد"

امام خميني (ره)

امام خميني (ره) در ۳۰ شهريور ۱۲۸۱ در شهرستان خمين از توابع استان مركزي به دنيا آمدند. ۵ ماهه بودند كه پدر خود را از دست دادند و زير نظر مادرشان بزرگ شدند. در ۱۵ سالگي مادر خود را نيز از دست دادند. وي سپس به قم هجرت كرد و دروس حوزوي را نزد استادان حوزه علميه قم فرا گرفت. در دوران قبل از انقلاب ايشان به دليل فعاليت هاي ضد دولت وقت تبعيد شدند و  ۱۴ سال دور از وطن خويش بودند. پس از اتمام زمان تبعيد امام وارد ايران شدند و حكومت انقلاب اسلامي را برپا كردند. امام خميني (ره) در ۱۳ خرداد سال ۱۳۶۸ دارفاني را وداع گفتند.

  غزليات ( عيد نوروز - خلوت مستان )

  رباعيات ( دل خواب - پناه )

  قصايد ( مديحه نورين نيرين فاطمه زهرا و فاطمه معصومه (س) - در مدح ولي عصر (عج) )

  مسمط ( در توصيف بهاران و مديح امام زمان و تخلص به نام آيت الله حائري - حديث دل )

  ترجيع بند نقطه عطف

  قطعات و اشعار پراكنده ( جام چشم - جور )


شرح جلوه

۳۳ بازديد


ديده‏اي نيست نبيند رخ زيباي تو را
نيست گوشي كه همي‏نشنود آواي تو را
هيچ دستي نشود جز بر خوان تو دراز
كس نجويد به جهان جز اثر پاي تو را
رهرو عشقم و از خرقه و مسند بيزار
به دو عالم ندهم روي دل آراي تو را
قامت سرو قدان را به پشيزي نخرد
آنكه در خواب ببيند قد رعناي تو را
به كجا روي نمايد كه تواش قبله نه‏اي؟
آنكه جويد به حرم، منزل و ماواي تو را
همه جا منزل عشق است؛ كه يارم همه جاست
كور دل آنكه نيابد به جهان، جاي تو را
با كه گويم كه نديده است و نبيند به جهان
جز خم ابرو و جز زلف چليپاي تو را
دكه علم و خرد بست، درِ عشق گشود
آنكه مي‏داشت به سر علّت سوداي تو را
بشكنم اين قلم و پاره كنم اين دفتر
نتوان شرح كنم جلوه والاي تو را


جان جهان

۳۴ بازديد


به تو دل بستم و غير تو كسي نيست مرا
جُز تو اي جان جهان، دادرسي نيست مرا
عاشق روي توام، اي گل بي مثل و مثال
به خدا، غير تو هرگز هوسي نيست مرا
با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولي
چه توان كرد كه بانگ جرسي نيست مرا
پرده از روي بينداز، به جان تو قسم
غير ديدار رخت ملتمسي نيست مرا
گر نباشي برم، اي پردگي هرجايي
ارزش قدس چو بال مگسي نيست مرا
مده از جنت و از حور و قصورم خبري
جز رخ دوست نظر سوي كسي نيست مرا


حُسن ختام

۳۴ بازديد


الا يا ايها الساقي! ز مي پُر ساز جامم را
كه از جانم فرو ريزد، هواي ننگ و نامم را
از آن مي ريز در جامم كه جانم را فنا سازد
برون سازد ز هستي، هسته نيرنگ و دامم را
از آن مي ده كه جانم را  ز قيد خود رها سازد
به خود گيرد زمامم را، فرو ريزد مقامم را
از آن مي ده كه در خلوتگه رندان بيحرمت
به هم كوبد سجودم را، به هم ريزد قيامم را
نبودي در حريمِ قدسِ گلرويان ميخانه
كه از هر روزني  آيم، گلي گيرد لجامم را
روم در جرگه پيران از خود بي‏خبر، شايد
برون سازند از جانم، به مي افكار خامم را
تو اي پيك سبكباران درياي عدم، از من
به دريادارِ آن وادي، رسان مدح و سلامم را
به ساغر ختم كردم اين عدم اندر عدم نامه
به پيرِ صومعه برگو: ببين حُسن ختامم را


ملك نيستي

۳۵ بازديد


جزعشق تو، هيچ نيست اندر دل ما
عشق تو سرشته گشته اندر گلِ ما
اسفار و شفاء ابن سينا نگشود
با آن همه جرّ و بحثها مشكل ما
با شيخ بگو كه راه من باطل خواند
بر حقّ تو لبخند زند باطل ما
گر سالك او منازلي سير كند
خود مسلك نيستي بود منزل ما
صد قافله دل، بار به مقصد بستند
بر جاي بماند اين دل غافل ما
گر نوح ز غرق سوي ساحل ره يافت
اين غرق شدن همي بود ساحل ما


درياي جمال

۳۳ بازديد


سر زلفت به كناري زن و رخسارگشا
تا جهان محو شود، خرقه كشد سوي فنا
به سر كوي تو اي قبله دل، راهي نيست
ورنه هرگز نشوم راهي واديّ مِنا
از صفاي گل روي تو هر آن كس برخورد
بَركَند دل  ز حريم و نكُند رو به صفا
طاق ابروي تو محراب دل و جان من است
من كجا و تو كجا؟ زاهد و محراب كجا؟
ملحد و عارف و درويش و خراباتي و مست
همه در امرِ تو هستند و تو فرمانفرما
خرقه صوفي و جام مي و شمشير جهاد
قبله‏گاهي تو و اين جمله، همه قبله نما
رَسَم آيا به وصال تو كه در جان مني؟
هجر روي تو كه در جان مني، نيست روا
ما همه موج و تو درياي جمالي اي دوست
موج درياست، عجب آنكه نباشد دريا