دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۴ ۳۵ بازديد
باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا
جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما
صوفي و عارف ازين باديه دور افتادند
جام مي گير ز مطرب، كه رَوي سوي صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
من سرمست، ز ميخانه كنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غني و درويش
يار دلدار، ز بتخانه دري را بگشا
گر مرا ره به در پير خرابات دهي
به سر و جان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسيدم نكنم باز خطا
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد