شرح جلوه

مشاور شركت بيمه پارسيان

شرح جلوه

۳۴ بازديد


ديده‏اي نيست نبيند رخ زيباي تو را
نيست گوشي كه همي‏نشنود آواي تو را
هيچ دستي نشود جز بر خوان تو دراز
كس نجويد به جهان جز اثر پاي تو را
رهرو عشقم و از خرقه و مسند بيزار
به دو عالم ندهم روي دل آراي تو را
قامت سرو قدان را به پشيزي نخرد
آنكه در خواب ببيند قد رعناي تو را
به كجا روي نمايد كه تواش قبله نه‏اي؟
آنكه جويد به حرم، منزل و ماواي تو را
همه جا منزل عشق است؛ كه يارم همه جاست
كور دل آنكه نيابد به جهان، جاي تو را
با كه گويم كه نديده است و نبيند به جهان
جز خم ابرو و جز زلف چليپاي تو را
دكه علم و خرد بست، درِ عشق گشود
آنكه مي‏داشت به سر علّت سوداي تو را
بشكنم اين قلم و پاره كنم اين دفتر
نتوان شرح كنم جلوه والاي تو را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد