من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

يك نفر مي ميرد

۳۲ بازديد

يك نفر مي ميرد
يك نفر پشت درِ خانهٔ ما، نامش روز.
فكر له كردن چيزي در ما...
 
زير باران كه فرو مي بارد
باز آرام آرام،
در خيابان
دارد
پا به پاي پاييز
چه عجولانه نسيمي ولگرد
مي گذارد پا را.
و در اين لحظه شب و سرما را
در بغل مي گيرد...

جاي درخت و گل (براي برادر زاده ام «آرمان» و تمام بچه هاي خوب)

۳۲ بازديد

ايكاش
مادر مرا
هرگز نزاده بود.
زيرا
مي بينم
امروز بچه ها
جاي درخت و گل
بر كاغذ سپيد نقاشي
تصوير بمب و طياره مي كشند.

آفتاب

۲۸ بازديد

در كارگاه،
هيچ خبر نيست از آفتاب.
در پردهٔ غبار چه مشكل
يارانِ خويش را
بايد شناخت.
 
از آفتاب
در كارگاه، هيچ خبر نيست.

طرح ۵

۳۱ بازديد

چنگال يك عقاب
يك بره را
از گله دور كرد.
 
اكنون
در دور دست
با طعمه اش عقاب
آنجا كه آسمان و زمين - آفتاب را
بر دامنِ شفق مي اندازد -
گم مي شود.

گورستان

۳۲ بازديد

گفتم كنار بقعهٔ خاموش بي قرار:
«خوشبخت كيست؟»
پيري كه خسته، پاي چناري نشسته بود
با دست خود اشاره به آن دور كرد و گفت:
«خوشبخت اوست!»
كردم نگاه با چه شعف
اما ديدم
در وسعتِ غم آورِ گورستان
يك مرده را كه قاريِ پيري براي او
در پاي گور سورهٔ ياسين مي خواند.

روندگان و آيندگان

۳۱ بازديد

يك عده مي روند:
مسلول ها
مجبورها.
آنگاه؛
يك عده مي آيند.
 
در كارخانه، من
هر روز
«گل هاي در جهنم رويان» را
مي بينم.

طرح ۸

۳۳ بازديد

مي تپد در سينه
دلِ مشتاقم سخت،
چون كه در آينهٔ ديدهٔ دوست
طرحِ پروازِ كبوترها را
باز هم مي بينم.

طرح ۷

۳۳ بازديد

مي بينم
در پاي جويبار
معماريِ شگرفِ طبيعت را؛
يك كوه را.

طرح ۶

۳۳ بازديد
نها
از آب جويبار
شعرم روان تر است.
 
حس مي كنم
دارم زبان چلچله را و نسيم را
مي فهمم.

طرح ۹

۳۲ بازديد

گرچه مي خواهد باد
عطر گل را نبرد از اين باغ
ليك جادوي بهار
نقشه هايش را زود،
مي كند نقش بر آب.