دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۲۹ ۳۴ بازديد
چه شب سرد و تلخ و دلگيري است.
خوبِ من، مهربانِ من، اي دوست!
مثل يك قوچ كوهيم؛ وحشي.
مثل يك شير شرزه پر زورم.
چنگ بر گيسوان چنگش زد
خواند چنگي، دوباره چنگي خواند:
خوبِ من، مهربانِ من، اي دوست!
مي توانم اگر چه اسبي را
با سوارش به روي شانهٔ خويش
بگذارم به دور خود چرخم،
مي توانم اگر چه با يك مشت
افكنم بر زمين پلنگي را،
خوبِ من، مهربانِ من، اي دوست!
مي كنم با وجود اين احساس
قرن ها پيرتر زِ خود هستم.
چه شب سرد و تلخ و دلگيري است.
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد