من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

بر سنگ گور من

۳۳ بازديد

اي يار، يار، يار!
بعد از وفات من
با خون
بر سنگ گور من
بنويس: عشق، عشق، عشق

طرح ۱۲

۳۴ بازديد

پرچم گل ها را
تا كه بر روي زمين اندازد
باز طوفان به تكاپو پرداخت.

طرح ۱۱

۳۲ بازديد

تا مؤذن به اذان برخيزد
 
صبح
مانند كبوتر، آرام
آمد و بر سرِ گلدستهٔ مسجد بنشست.

طرح ۱۰

۳۲ بازديد

صبح را وقتي ديد
ناگهان با وحشت
ماه
در پشت درختان اقاقي بگريخت.

طرح ۱۴

۳۲ بازديد

چه نسيمي... چه نسيمي... به به!
عطر گل مي آيد.
برويم...
 
مست مستم، امشب.
تو براي من
بهتر از عطر و نسيمي، اي دوست...!

طرح ۱۳

۳۳ بازديد

من اين نمي باشم كه مي بيني
غولم ولي در بطريم محبوس.
امشب اگر بطري من بر سنگ مي افتاد،
امشب اگر بر سنگ مي افتاد...؟!

انديشه

۳۲ بازديد

من در انديشهٔ روزي هستم
كه يقين تا امروز
قرن ها فاصله دارد، اي دوست!
من در انديشهٔ آن روزم باز
كه براي انسان
بمب يك واژهٔ بي معني  مي گردد.
سخن از روزي هست
كه زمين مادر
مهرباني ها را
باز در قلب عزيزان خودش مي بيند.
 
بمب ها مي بارند.

در دلم دلهره از جنگي هست

۳۲ بازديد

دلهره،
بار ديگر امروز
مشت خود را محكم
بر در خانهٔ قلبم كوبيد.
 
در دلم دلهره از جنگي هست
كه در آن هيچ كسي فاتح نيست.
در دلم دلهره از جنگي هست
كه پس از آن انسان
باز با عصر حجر بر اين خاك
قرن ها فاصله را خواهد ديد.
 
دلهره
بار ديگر امروز
مشت خود را به در خانهٔ قلبم كوبيد.

طرح ۱۵

۳۳ بازديد

گفت ابري به شب تيره كه: باران، باران...
بادِ ديوانه زِ دل نعره برآورد كه: طوفان، طوفان...
 
قلم و كاغذ را
دور مي اندازم،
چون كه مي پندارم
شعر در اين لحظه
فاقدِ قدرتِ تثبيت شده است.

انشاء

۳۴ بازديد

مي نويسم انشاء:
سال
سال جنگ اضداد
سال سركشي آدم هاست.
 
پاره اش كردم باز.
 
قرن
قرن قحطي، بيداد
قرن، قرن آپولو آري هست.
 
پاره اش كردم باز.