من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۳۶۰

۳۴ بازديد


عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا كرد مرا تهي و پر كرد ز دوست
اجزاي وجود من همه دوست گرفت
ناميست ز من بر من و باقي همه اوست


رباعي شماره ۳۵۹

۳۴ بازديد


عشق آمد و توبه را چو شيشه بشكست
چون شيشه شكست كيست كو داند بست
گر هست شكسته‌بند آن هم عشق است
از بند و شكست او كجا شايد جست


رباعي شماره ۳۶۳

۳۴ بازديد


عشق تو در اطراف گيائي ميتاخت
مسكين دل من ديد نشانش بشناخت
روزيكه دلم ز بند هستي برهد
در كتم عدم چه عشقها خواهم باخت


رباعي شماره ۳۶۲

۳۴ بازديد


عشق تو چنين حكيم و استاد چراست
مهر تو چنين لطيف بنياد چراست
بر عشق چرا لرزم اگر او خوش نيست
ور عشق خوش است اين همه فرياد چراست


رباعي شماره ۳۶۶

۳۲ بازديد


عقل آمد و پند عاشقان پيش گرفت
در ره بنشست و رهزني كيش گرفت
چون در سرشان جايگه پند نديد
پاي همه بوسيد و ره خويش گرفت


رباعي شماره ۳۶۵

۳۴ بازديد


عشقي نه به اندازهٔ ما در سر ماست
و اين طرفه كه بار ما فزون از خر ماست
آنجا كه جمال و حسن آن دلبر ماست
ما در خور او نه‌ايم و او درخور ماست


رباعي شماره ۳۶۴

۳۴ بازديد


عشقي كه از او وجود بي‌جان ميزيست
اين عشق چنين لطيف و شيرين از چيست
اندر تن ماست يا برون از تن ماست
يا در نظر شمس حق تبريزيست


رباعي شماره ۳۶۹

۳۴ بازديد


گر آتش دل نيست پس اين دود چراست
ور عود نسوخت بوي اين عود چراست
اين بودن من عاشق و نابود چراست
پروانه ز سوز شمع خشنود چراست


رباعي شماره ۳۶۸

۳۳ بازديد


قومي غمگين و خود مدان غم ز كجاست
قومي شادان و بيخبر كان ز چه جاست
چندين چپ و راست بيخبر از چپ و راست
چنين من و ماست بيخبر از من و ما است


رباعي شماره ۳۶۷

۳۳ بازديد


عمريست كه جان بنده بيخويشتن است
و انگشت‌نماي عالمي مرد و زن است
برخاستن از جان و جهان مشكل نيست
مشكل ز سر كوي تو برخاستن است