دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۶ ۳۵ بازديد
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا كرد مرا تهي و پر كرد ز دوست
اجزاي وجود من همه دوست گرفت
ناميست ز من بر من و باقي همه اوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا كرد مرا تهي و پر كرد ز دوست
اجزاي وجود من همه دوست گرفت
ناميست ز من بر من و باقي همه اوست