من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۳۳۹

۳۱ بازديد


روزيكه مرا به نزد تو دورانست
ساقي و شراب و قدح و دورانست
واندم كه مرا تجلي احسانست
جان در تن من چو موسي عمرانست


رباعي شماره ۳۴۳

۳۲ بازديد


زان مي خوردم كه روح پيمانه اوست
زان مست شدم كه عقل ديوانهٔ اوست
شمعي به من آمد آتشي در من زد
آن شمع كه آفتاب پروانهٔ اوست


رباعي شماره ۳۴۲

۳۱ بازديد


زان رونق هر سماع آواز دف است
زانست كه دف زخم وستم را هدف است
مي‌گويد دف كه آنكسي دست ببرد
كاين زخم پياپي دل او را علف است


رباعي شماره ۳۴۱

۳۰ بازديد


زان روي كه دل بستهٔ آنزنجير است
در دامن تو دست زدن تقدير است
چون دست به دامنش زدم گفت بهل
گفتم كه خموش روز گيراگير است


رباعي شماره ۳۴۵

۳۱ بازديد


سرسبز بود خاك كه آتش يار است
خاصه خاكي كه ناطق و بيدار است
اين خاك ز مشاطهٔ خود بي‌خبر است
خوش بي‌خبر است از آنكه زو هشيار است


رباعي شماره ۳۴۴

۳۲ بازديد


زان مي مستم كه نقش جامش عشق است
وان اسب سواري كه لجامش عشق است
عشق مه من كار عظيمي است وليك
من بندهٔ آنم كه غلامش عشق است


رباعي شماره ۳۴۸

۳۲ بازديد


سرگشته دلا به دوست از جان راهست
اي گمشده آشكار و پنهان راهست
گر شش جهتت بسته شود باك مدار
كز قعر نهادت سوي جانان راهست


رباعي شماره ۳۴۷

۳۲ بازديد


سرگشته چو آسياي گردان كنمت
بي‌سر گردان چو گوي گردان كنمت
گفتي بروم با دگري درسازم
با هركه بسازي زود ويران كنمت


رباعي شماره ۳۴۶

۳۵ بازديد


سر سخن دوست نميرم گفت
دريست گرانبها نميرم سفت
ترسم كه بخواب دربگويم سخني
شبهاست كه از بيم نميرم خفت


رباعي شماره ۳۵۰

۳۲ بازديد


سلطان ملاحت مه موزون منست
در سلسله‌اش اين دل مجنون منست
بر خاك درش خون جگر ميريزم
هرچند كه خاك آن به از خون منست