من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۳۲۲

۳۵ بازديد


دلدار اگر مرا بدراند پوست
افغان نكنم نگويم اين درد از اوست
ما را همه دشمنند و تنها او دوست
از دوست بدشمنان بنالم نه نكوست


رباعي شماره ۳۲۱

۳۴ بازديد


دلتنگم و ديدار تو درمان منست
بيرنگ رخت زمانه زندان منست
بر هيچ دلي مباد و بر هيچ تني
آنچ از غم هجران تو بر جان منست


رباعي شماره ۳۲۰

۳۵ بازديد


دستت دو و پايت دو و چشمت دو رواست
اما دل و معشوق دو باشند خطاست
معشوق بهانه است و معبود خداست
هركس كه دو پنداشت جهود و ترساست


رباعي شماره ۳۲۴

۳۶ بازديد


دلدار ظريف است و گناهنش اينست
زيبا و لطيف است و گناهش اينست
آخر بچه عيب مي‌گريزند از او
از عيب عفيف است و گناهش اينست


رباعي شماره ۳۲۳

۳۳ بازديد


دلدار ز پرده‌اي كز آن سوسو نيست
مي‌گفت بد من ارچه آتش خو نيست
چون ديد مرا زود سخن گردانيد
كو آن منست اين سخن با او نيست


رباعي شماره ۳۲۷

۳۲ بازديد


دل در بر هر كه هست از دلبر ماست
هرجا جهد اين برق از آن گوهر ماست
هر زر كه در او مهر الست است و بلي
در هر كاني كه هست آن زر زر ماست


رباعي شماره ۳۲۶

۳۵ بازديد


دل در بر من زنده براي غم تست
بيگانهٔ خلق و آشناي غم تست
لطفي است كه مي‌كند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جاي غم تست


رباعي شماره ۳۲۵

۳۴ بازديد


دلدارم گفت كان فلان زنده ز چيست
جانش چو منم عجب كه بيجان چون زيست
گريان گشتم گفت كه اينطرفه‌تر است
بي‌من كه دو ديدهٔ ويم چون بگريست


رباعي شماره ۳۳۰

۳۳ بازديد


دل ياد تو كرد چون به عشرت بنشست
جام از ساقي ربود و انداخت شكست
شوريده برون جست نه هشيار و نه مست
آوازه درافتاد كه ديوانه شده است


رباعي شماره ۳۲۹

۳۳ بازديد


دل رفت و سر راه دل استان بگرفت
وز عشق دو زلف او بدندان بگرفت
پرسيد كي تو چون دهان بگشادم
جست از دهنم راه بيابان بگرفت