من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۳۷۱

۲۸ بازديد


گر باد بر آن زلف پريشان زندت
مه طال بقا از بن دندان زندت
اي ناصح من ز خود برآئي و ز نصح
گر زانچه دلم چشيده بر جان زندت


رباعي شماره ۳۷۰

۲۹ بازديد


گر آه كنم آه بدين قانع نيست
ور خاك شوم شاه بدين قانع نيست
ور سجده كنم چو سايه هرسو كه مه است
پنهان چه كنم ماه بدين قانع نيست


رباعي شماره ۳۷۴

۳۱ بازديد


گر دامن وصل تو كشم جنگي نيست
ور طعنهٔ عشقت شنوم ننگي نيست
با وصل خوشت ميزنم و ميگيرم
وصلي كه در او فراق را رنگي نيست


رباعي شماره ۳۷۳

۳۰ بازديد


گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت
بيغم بود آنكه عشق محكم بگرفت
يك ذره نگر كه پاي در عشق بكوفت
وان ذره جهان شد كه دو عالم بگرفت


رباعي شماره ۳۷۲

۳۳ بازديد


گر بر سر شهوت و هوا خواهي رفت
از من خبرت كه بينوا خواهي رفت
ور درگذري از اين ببيني بعيان
كز بهر چه آمدي كجا خواهي رفت


رباعي شماره ۳۷۶

۳۲ بازديد


گر دف نبود نيشكر او دف ماست
آخر نه شراب عاشقي در كف ماست
آخر نه قباد صف‌شكن در صف ماست
آخر نه سليمان نهان آصف ماست


رباعي شماره ۳۷۵

۳۳ بازديد


گر در وصلي بهشت يا باغ اينست
ور در هجري دوزخ با داغ اينست
عشق است قديم در جهان پوشيده
پوشيده برهنه ميكند لاغ اينست


رباعي شماره ۳۷۹

۲۹ بازديد


گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
تا باده از آن دو چشم مستت نگرفت
مي طعنه زنند دشمنانم شب و روز
كز پاي درآمدي و دستت نگرفت


رباعي شماره ۳۷۸

۳۰ بازديد


گرماي تموز از دل پردرد شماست
سرماي زمستان تبش سرد شماست
اين گرمي و سردي نرسد با صدپر
بر گرد جهانيكه در او گرد شماست


رباعي شماره ۳۷۷

۳۰ بازديد


گر شرم همي از آن و اين بايد داشت
پس عيب كسان زير زمين بايد داشت
ور آينه‌وار نيك و بد بنمائي
چون آينه روي آهنين بايد داشت