من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۴۰۰

۳۲ بازديد


گويند مرا كه اين همه درد چراست
وين نعره و آواز و رخ زرد چراست
گويم كه چنين مگو كه اينكار خطاست
رو روي مهش ببين و مشكل برخاست


رباعي شماره ۳۹۹

۳۱ بازديد


گويند كه عشق عاقبت تسكين است
اول شور است و عاقبت تمكين است
جانست ز آسياش سنگ زيرين
اين صورت بي‌قرار بالايين است


رباعي شماره ۴۰۳

۳۳ بازديد


ما را بدم پير نگه نتوان داشت
در خانهٔ دلگبر نگه نتوان داشت
آنرا كه سر زلف چو زنجير بود
در خانه به زنجير نگه نتوان داشت


رباعي شماره ۴۰۲

۳۲ بازديد
 

ما را بجز اين زبان زباني دگر است
جز دوزخ و فردوس مكاني دگر است
آزاده‌دلان زنده به جان دگرند
آن گوهر پاكشان زكاني دگر است


رباعي شماره ۴۰۶

۳۳ بازديد
 

ماه عيد است و خلق زير و زبر است
تا فرجه كند هرآنكه صاحب نظر است
چه طبل زني كه طبل با شور و شر است
زان طبل همي زند كه آن خواجه كراست


رباعي شماره ۴۰۵

۳۶ بازديد


ما عاشق عشقيم و مسلمان دگر است
مامور ضعيفيم و سليمان دگر است
از ما رخ زرد و جگرپاره طلب
بازارچهٔ قصب فروشان دگر است


رباعي شماره ۴۰۴

۳۴ بازديد


ما عاشق عشقيم كه عشق است نجات
جان چون خضر است و عشق چون آبحيات
واي آنكه ندارد از شه عشق برات
حيوان چه خبر دارد از كان نبات


رباعي شماره ۴۰۹

۳۵ بازديد


مرغ جان را ميل سوي بالا نيست
در شش جهتش پر زدن وپروا نيست
گفتي به كجا پرد كه او را يابد
ني خود بكجا پرد كه آن آنجا نيست


رباعي شماره ۴۰۸

۳۲ بازديد


ماهي كه نه زير و ني به بالاست كجاست
جاني كه نه بي‌ما و نه با ماست كجاست
اينجا آنجا مگو بگو راست كجاست
عالم همه اوست آنكه بيناست كجاست


رباعي شماره ۴۰۷

۳۲ بازديد


ماهي تو كه فتنه‌اي نداري ز تو دست
درمان ز كه جويم كه دلم از تو بخست
مي طعنه زني كه بر جگر آبت نيست
گر بر جگرم نيست چه شد بر مژه هست