من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۴۱۱

۳۴ بازديد


مر وصل ترا هزار صاحب هوس است
تا خود به وصال تو كه را دسترس است
آن كس كه بيافت راحتي يافت تمام
وانكس كه نيافت رنج نايافت بس است


رباعي شماره ۴۱۰

۳۲ بازديد


مرغ دل من چو ترك اين دانه گرفت
انصاف بده كه نيك مردانه گرفت
از دل چو بماند دلبرش دست كشيد
از جان چو بجست پاي جانانه گرفت


رباعي شماره ۴۱۴

۳۵ بازديد


مستي ز ره آمد و بما در پيوست
ساغر مي‌گشت در ميان دست بدست
از دست فتاد ناگهان و بشكست
جامي چه زند ميانهٔ چندين مست


رباعي شماره ۴۱۳

۳۳ بازديد


مستم ز خمار عبهر جادويت
دفعم چو دهي چو آمدم در كويت
من سير نمي‌شوم ز لب تر كردن
آن به كه مرا درافكني درجويت


رباعي شماره ۴۱۲

۳۶ بازديد


مست است دو چشم از دو چشم مستت
درياب كه از دست شدم در دستت
تو هم به موافقت سري در جنبان
گر زانكه سر عاشق هستي هستت


رباعي شماره ۴۱۶

۳۶ بازديد


من آن توام كام منت بايد جست
زيرا كه در اين شهر حديث من و تست
گر سخت كني دل خود ار نرم كني
من از دل سخت تو نميگردم سست


رباعي شماره ۴۱۵

۳۵ بازديد


معشوق شراب‌خوار و بيسامانست
خونخواره و شوخ و شنگ و نافرمانست
كفر سر جعد آن صنم ايمانست
ديريست كه درد عشق بيدرمانست


رباعي شماره ۴۱۹

۳۵ بازديد


منصور حلاجي كه اناالحق ميگفت
خاك همه ره به نوك مژگان مي‌رفت
درقلزم نيستي خود غوطه بخورد
آنكه پس از آن در اناالحق مي‌سفت


رباعي شماره ۴۱۸

۳۵ بازديد


من زان جانم كه جانها را جانست
من زان شهرم كه شهر بي‌شهرانست
راه آن شهر راه بي‌پايانست
رو بي‌سر و پا شو كه سر و پا آنست


رباعي شماره ۴۱۷

۳۰ بازديد


من بندهٔ آن كسم كه بيماش خوش است
جفت غم آن كسم كه تنهاش خوش است
گويند وفاي او چه لذت دارد
ز آنم خبري نيست جفاهاش خوش است