هر چند كه پوشيده ترم، عورترم
هر چند كه نزديكترم، دورترم
سبحان اللّه در آن جمال از حيرت
هر چند كه بينندهترم، كورترم
آني كه به فكر در نيائي چكنم؟
از فكر به ذكر در نيٰائي چكنم
نيني غلطم فكر چه و ذكر كدام
اين معني گو، اگر نيٰائي چكنم
تا كي غم طيلسان و اطلس بخوريم
بازيم، كجا طعمه كركس بخوريم
روشن ديديم روي بيرنگي را
ديگر به چه رنگ، بازي از كس بخوريم
زاهد مستيم و بيريا ميرقصيم
نه چون تو به تسبيح و ردا ميرقصيم
يكذره چو از هواي او خالي نيست
چون ذره شديم ودر هوا ميرقصيم
چون اهل ريا چو ربنا در گيريم
درويشي ما بسي كه ساغر گيريم
گاهي دم خود بسالها، دربازيم
گاهي به دمي ملك سكندر گيريم
تا چند بساط شادي و غم گيريم
راه و روش مردم عالم گيريم
كو زلف مشوشي كه در هم پاشيم
كو شعلهٔ آتشي كه در هم گيريم
چون شعله به هيچ همدمي دم نزديم
كز سوز دل آتشي به عٰالم نزديم
داغ دل خود به هيچكس ننموديم
كارايش روزگار بر هم نزديم
ما ناب گلابيم، گل آلود نهايم
يا همچو چراغ تيره در دود نهايم
با اينهمه بود، غير نابود نهايم
در عين وجود هيچ موجود نهايم
يك كوچه شدهاست خلوت و بازارم
يكسان گشتهاست اندك و بسيارم
يك ره گشتيم با دو عالم زان رو
يكرنگ شده است سبحه و زنارم
صد شكر كه آشفته سر و دستارم
بر گشته ز دوست خلوت و بازارم
حاصل كه رسيده تا بجائي كارم
كزياد رود اگر بيادش آرم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد