من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۴۶

۳۳ بازديد


عالم ز لباس شاديم عريان يافت
با ديدهٔ پر خون و دل بريان يافت
هر شام كه بگذشت مرا غمگين ديد
هر صبح كه خنديد مرا گريان يافت


رباعي شماره ۴۵

۳۴ بازديد


دردا! كه دلم خبر ز دلدار نيافت
از گلبن وصل تو بجز خار نيافت
عمري به اميد حلقه زد بر در او
چون حلقه برون در، دگر بار نيافت


رباعي شماره ۴۴

۳۲ بازديد


افسوس! كه ايام جواني بگذشت
سرمايهٔ عيش جاوداني بگذشت
تشنه به كنار جوي چندان خفتم
كز جوي من آب زندگاني بگذشت


رباعي شماره ۴۸

۳۴ بازديد


در عشق توام واقعه بسيار افتاد
ليكن نه بدين سان كه ازين بار افتاد
عيسي چو رخت بديد دل شيدا شد
از خرقه و سجاده به زنار افتاد


رباعي شماره ۴۷

۳۳ بازديد


زنجير سر زلف تو تاب از چه گرفت؟
و آن چشم خمارين تو خواب از چه گرفت؟
چون هيچ كسي برگ گلي بر تو نزد
سر تا قدمت بوي گلاب از چه گرفت؟


رباعي شماره ۵۱

۳۱ بازديد


از بخت به فريادم و از چرخ به درد
وز گردش روزگار رخ چون گل زرد
اي دل، ز پي وصال چندين بمگرد
شادي نخوري وليك غم بايد خورد


رباعي شماره ۵۰

۳۲ بازديد


غم گرد دل پر هنران مي‌گردد
شادي همه بر بي‌خبران مي‌گردد
زنهار! كه قطب فلك دايره‌وار
در ديدهٔ صاحب‌نظران مي‌گردد


رباعي شماره ۴۹

۳۳ بازديد


چون سايهٔ دوست بر زمين مي‌افتد
بر خاك رهم ز رشك كين مي‌افتد
اي ديده، تو كام خويش، باري، بستان
روزيت كه فرصتي چنين مي‌افتد


رباعي شماره ۵۴

۳۴ بازديد


حسنت به ازل نظر چو در كارم كرد
بنمود جمال و عاشق زارم كرد
من خفته بدم به ناز در كتم عدم
حسن تو به دست خويش بيدارم كرد


رباعي شماره ۵۳

۳۳ بازديد


نرگس، كه ز سيم بر سر افسر دارد
با ديدهٔ كور باد در سر دارد
در دست عصايي ز زمرد دارد
كوري به نشاط شب مكرر دارد