من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۲

۳۲ بازديد


عشق تو ز دست ساقيان باده بريخت
وز ديده بسي خون دل ساده بريخت
بس زاهد خرقه پوش سجاده نشين
كز عشق تو مي بر سر سجاده بريخت


رباعي شماره ۱۷

۳۲ بازديد


آن دوستي قديم ما چون گشته است؟
مانده است به جاي؟ يا دگرگون گشته است؟
از تو خبرم نيست كه با ما چوني
باري، دل من ز عشق تو خون گشته است


رباعي شماره ۱۶

۳۳ بازديد


ماييم كه بي‌مايي ما مايهٔ ماست
خود طفل خوديم و عشق ما دايهٔ ماست
في‌الجمله عروس غيب همسايهٔ ماست
وين طرفه كه همسايهٔ ما سايهٔ ماست


رباعي شماره ۱۵

۳۶ بازديد
 

گفتم: دل من، گفت كه: خون كردهٔ ماست
گفتم: جگرم، گفت كه: آزردهٔ ماست
گفتم كه: بريز خون من، گفت برو
كازاد كسي بود كه پروردهٔ ماست


رباعي شماره ۱۹

۳۳ بازديد


هرگز بت من روي به كس ننموده است
اين گفت و مگوي مردمان بيهوده است
آن كس كه تو را به راستي بستوده است
او نيز حكايت از كسي بشنوده است


رباعي شماره ۱۸

۳۰ بازديد


در دام غمت دلم زبون افتاده است
درياب، كه خسته بي‌سكون افتاده است
شايد كه بپرسي و دلم شاد كني
چون مي‌داني كه بي تو چون افتاده است؟


رباعي شماره ۲۲

۳۵ بازديد


عشق تو، كه سرمايهٔ اين درويش است
ز اندازهٔ هر هوس‌پرستي بيش است
شوري است، كه از ازل مرا در سر بود
كاري است، كه تا ابد مرا در پيش است


رباعي شماره ۲۱

۳۲ بازديد


دل رفت بر كسي كه بي‌ماش خوش است
غم خوش نبود، وليك غمهاش خوش است
جان مي‌طلبد، نمي‌دهم روزي چند
جان را محلي نيست، تقاضاش خوش است


رباعي شماره ۲۰

۳۳ بازديد


معشوقه و عشق عاشقان يك نفس است
رو هم نفسي جو، كه جهان يك نفس است
با هم نفسي گر نفسي بنشيني
مجموع حيات عمر آن يك نفس است


رباعي شماره ۲۴

۳۳ بازديد


بيمار توام، روي توام درمان است
جان داروي عاشقان رخ جانان است
بشتاب، كه جانم به لب آمد بي‌تو
درياب مرا، كه بيش نتوان دانست