من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۲

۳۲ بازديد


عيشي نبود چو عيش لولي و گدا
افكنده كله از سر و نعلين ز پا
پا بر سر جان نهاده، دل كرده فدا
بگذاشته از بهر يكي هر دو سرا


رباعي شماره ۷

۳۱ بازديد


تا ظن نبري كه مشكلي نيست مرا
در هر نفسي درد دلي نيست مرا
مشكل‌تر ازين چيست؟ كه ايام شباب
ضايع شد و هيچ منزلي نيست مرا


رباعي شماره ۶

۳۴ بازديد


تا با توام، از تو جان دهم آدم را
وز نور تو روشني دهم عالم را
چون بي‌تو بوم، قوت آنم نبود
كز سينه به كام خود برآرم دم را


رباعي شماره ۵

۳۲ بازديد


سوداي تو كرد لاابالي دل را
عشق تو فزود غصه حالي دل را
هر چند ز چشم زخم دوري، اي بينايي
نزديك مني چو در خيال دل را


رباعي شماره ۹

۳۲ بازديد


از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما
از بسكه همي خوريم مي را بر مي
ما درسر مي شديم و مي در سر ما


رباعي شماره ۸

۳۱ بازديد


دل بر تو نهم، زنم بدانديشان را
وز تو نبرم ستيزهٔ ايشان را
گر عمر مرا در سر كار تو شود
عهد تو به ميراث دهم خويشان را


رباعي شماره ۱۱

۳۱ بازديد


گل صبح دم از باد برآشفت و بريخت
با باد صبا حكايتي گفت و بريخت
بد عهدي عمر بين، كه گل ده روزه
سر بر زد و غنچه گشت و بشكفت و بريخت


رباعي شماره ۱۰

۳۳ بازديد


اي روي تو آرزوي ديرينهٔ ما
جز مهر تو نيست در دل و سينهٔ ما
از صيقل آدمي زداييم درون
تا عكس رخت فتد در آيينهٔ ما


رباعي شماره ۱۴

۳۲ بازديد


پيري ز خرابات برون آمد مست
دل رفته ز دست و جام مي بر كف دست
گفتا: مي نوش، كاندرين عالم پست
جز مست كسي ز خويشتن باز نرست


رباعي شماره ۱۳

۳۲ بازديد


اي جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست
آورده ز لطف خويش از نيست به هست
بر درگه عدل تو چه درويش و چه شاه؟
در سايهٔ عفو تو چه هشيار و چه مست؟