دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۰ ۳۵ بازديد
نان سياه و خوردي بي چَربو
و آنگاه مَه به مَه بود اين هر دو
نان سياه و خوردي بي چَربو
و آنگاه مَه به مَه بود اين هر دو
دلي را كز هوا جستن چو مرغ اندر هوا يابي
به حاصل مرغ وار او را بر آتش گَردنا يابي
دو گوش سخت كن و بيهده سخن مشنو
مباش رنجه كه ايشان بسند گوش سراي
به خارپشت نگه كن كه از درشتي موي
به پوست او نكند طمع پوستين پيراي
از گواز و تَش و انگشته و بهمان و فلان
تا تبرزين و دبوسي و ركاب و كمري
خواجه ، تُتماج بايد و سر بريان
سود ندارد مرا سَفَرجَل و چُكري
ما را بدان لب تو نياز است در جهان
طعنه مزن كه با دو لب من چرا چَخي
نكني طاعت و آنگه كه كني سست و ضعيف
راست گويي كه مگر سُخره و شاكار كني