من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

شمارهٔ ۶

۳۳ بازديد


رودكي ، استاد شاعران جهان بود
صديك از وي تويي كسايي ؟ پَرگست !
خاك كف پاي رودكي ، نسزي تو
هم بشوي كو بشد چه خايي برغست ؟
كوفته را كوفتند و سوخته را سوخت
وين تن پيخسته را به قهر بپيخست


شمارهٔ ۵

۳۵ بازديد


چون كه يكي تاج و بَساك ملوك
باز يكي كوفتهٔ آسياست


شمارهٔ ۴

۳۱ بازديد


مردم چو با ستور موافق بود به فعل
چون بنگري به چشم خرد سخت بينواست


شمارهٔ ۸

۳۴ بازديد


باد و گردم نكرد زشتي هيچ
با دل من چرا شد ايدون زشت
زانكه خويي پليد كرد مرا
هر كه را خو پليد ، هست پلشت


شمارهٔ ۷

۳۴ بازديد


يكي جامه وين بادروزه ز قوت
دگر اينهمه بيشي و برسري است
با دل پاك مرا جامهٔ ناپاك رواست
بد مر آن را كه دل و ديده پليدست و پلشت


شمارهٔ ۱۰

۳۳ بازديد


خداي عرش جهان را چنين نهاد نهاد
كه گاه مردم ازو شادمان و گه ناشاد
مباش غمگين يك لفظ ياد گير لطيف
شگفت و كوته ، ليكن قوي و با بنياد


شمارهٔ ۹

۳۳ بازديد


از راستي تو خشم وري دانم
بر بام چشم سخت بود آژَخ


شمارهٔ ۱۳

۳۳ بازديد


لاله به غَنجار ، سرخ كرده همه روي
از حسد خويد بر كشيد سر از خويد


شمارهٔ ۱۲

۳۴ بازديد


افراز خانه ام ز پي بام و پوشش
هر چم به خانه اندر ، سر شاخ و تير بود


شمارهٔ ۱۱

۳۴ بازديد


مرا گفت بگير اين و بزي خرم و دلشاد
و گر تنت خراب است بدين آب كن آباد