دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۳۰ ۳۲ بازديد
چندين حرير حُلّه كه گسترد بر درخت
مانا كه بر زدند به قُرقوب و شوشتر
چندين حرير حُلّه كه گسترد بر درخت
مانا كه بر زدند به قُرقوب و شوشتر
سزد كه دو رخ كاريز آب ديده كني
كه ريز ريز بخواهدت ريختن كاريز
ز هول تاختن و كينه آختنش مرا
همي گداخته همچون كُناغ تاخته گير
آن جهان را بدين جهان مفروش
گر سخنداني اين سخن بنيوش
پيري آغوش بازكرده فراخ
تو همي گوش با شكافهٔ غوش
كافور تو با لوس بود مشك تو با ناك
با لوس تو كافور كني دايم مغشوش
آنچه به پيمانه تو را داده اند
با تو نه پيمانه بماند و قفيز
دل شاد دار و پند كسايي نگاه دار
يك چشمزد جدا مشو از رطل و از تفاغ