من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۹

۳۶ بازديد


آن فتنه كه در سربلند افسرتوست
ريزنده خونها ز سر خنجر توست
در سرداري كه عالمي را بكشي
قربان سرت شوم چها در سر توست


رباعي شماره ۲۳

۳۲ بازديد


خسرومنشي كه دور خواندش فرهاد
در واقعه ديدم كه به من اسبي داد
اين واقعه را معبران مي‌گويند
تعبير مراد است مرادست مراد


رباعي شماره ۲۲

۳۲ بازديد


اي گشته وثاق كمترين مولايت
پرنور ز نعلين فلك فرسايت
پا اندازي به رنگ رخسارهٔ تو
آورده ز خجلت كه كشد در پايت


رباعي شماره ۲۶

۳۴ بازديد


آزار تو دور از تن زيباي تو باد
بهبود تو خاطر اعداي تو باد
تا درد ز پاي تو شود بر چيده
هر سر كه بود فتاده در پاي تو باد


رباعي شماره ۲۵

۳۶ بازديد


خورشيد سپهر سر بلندي بهزاد
كز مادر دهر از همه عالم زير سرت
گفتند كه بر بستر ضعف است ملول
بهر شعفش به دلف بشين باد آن ضاد


رباعي شماره ۲۴

۳۳ بازديد


فرهاد ز كوه كندن بي‌بنياد
آوازهٔ شهرتش در افاق افتاد
اين نادرهٔ فرهاد اگر كوه نكند
صد كوه طلا به منعم و مفلس داد


رباعي شماره ۲۸

۳۲ بازديد


در عهد تو كامراني خواهم كرد
از عمر گروستاني خواهم كرد
دست چو ز تحفه كوتهست از پي عذر
در پاي تو جان فشاني خواهم كرد


رباعي شماره ۲۷

۳۴ بازديد
 

بي‌تحفه نبرد اگرچه زين خسته نهاد
پيغام رسان رقعه به ان بحر و داد
چشمي به سواد رقعه بنده نكرد
كاهي به بهاي تحفهٔ بنده نداد


رباعي شماره ۳۱

۳۱ بازديد


اين آب كه شعلهٔ‌وش ز جا مي‌خيزد
وز ميل به ذيل باد مي‌آويزد
ماناست به اشگ محتشم كز تف دل
مي‌جوشد و از درون برون مي‌ريزد


رباعي شماره ۳۰

۳۴ بازديد


خواهمچو جزا طرح عقاب اندازد
جرم دو جهان به جرم من ضم سازد
تا عفو كه چشم كائناتست بر آن
چشم از همه پوشيده به من پردازد