من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۴۷۹

۳۳ بازديد


آن روز كه چشم تو ز من برگردد
وز بهر تو كشتنم ميسر گردد
در غصهٔ آنم كه چه خواهم عذرت
گر چشم تو در ماتم من تر گردد


رباعي شماره ۴۸۳

۳۳ بازديد


آن روز كه مهرگان گردون زده‌اند
مهر زر عاشقان دگرگون زده‌اند
واقف نشوي به عقل كان چون زده‌اند
كاين زر ز سراي عقل بيرون زده‌اند


رباعي شماره ۴۸۲

۳۲ بازديد


آن روز كه كار وصل را ساز آيد
وين مرغ از اين قفس بپرواز آيد
از شه چو صفير ارجعي باز شود
پروازكنان به دست شه بازآيد


رباعي شماره ۴۸۱

۳۴ بازديد

 

آن روز كه عشق با دلم بستيزد
جان پاي برهنه از ميان بگريزد
ديوانه كسي كه عاقلم پندارد
عاقل مردي كه او ز من پرهيزد


رباعي شماره ۴۸۶

۳۳ بازديد


آن عشق كه برق و بوش تا فرق رسيد
مالم همه خورد و كار با دلق رسيد
آبي كه از آن دامن خود ميچيدم
اكنون جوشيده است و تا حلق رسيد


رباعي شماره ۴۸۵

۳۵ بازديد


آن طرفه جماعتي كه جانشان بكشد
وين نادره آب حيوانشان بكشد
گر فاش كنند مردمانشان بكشند
ور عشق نهان كنند آنان بكشند


رباعي شماره ۴۸۴

۳۱ بازديد


آن سر كه بود بي‌خبر از وي خسبد
آنكس كه خبر يافت از او كي خسبد
مي‌گويد عشق در دو گوشم همه شب
اي واي بر آن كسي كه بي‌وي خسبد


رباعي شماره ۴۸۸

۳۲ بازديد


آن كز تو خداي اين گدا مي‌خواهد
در دهر كدام پادشا مي‌خواهد
هر ذره ز خورشيد تو از دور خوش است
زان جملهٔ خورشيد ترا مي‌خواهد


رباعي شماره ۴۸۷

۳۱ بازديد


آن كان نبات و تنگ شكر نامد
وان آب حيات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بديدمش دمم برنامد


رباعي شماره ۴۹۱

۳۳ بازديد


آن كس كه ترا شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانهٔ تو هر دو جهان را چه كند