من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۴۵۲

۳۲ بازديد


ياري كه به حسن از صفت افزونست
در خانه درآمد كه دل تو چونست
او دامن خود كشان و دل ميگفتش
دامن بركش كه خانهٔ پرخونست


رباعي شماره ۴۵۱

۳۳ بازديد


هم عابد و هم زاهد و هم خونريز است
خونريزي او خلاصهٔ پرهيز است
خورشيد چو با بنده عنايت دارد
عيبي نبود كه بنده بيگه خيز است


رباعي شماره ۴۵۰

۳۲ بازديد


هشيار اگر زر و گر زرين است
اسب است ولي بهاش كم از زينست
هر كو به خرابات نشد عنين است
زيرا كه خرابات اصول دينست


رباعي شماره ۴۵۴

۳۱ بازديد


ياري كه غمش دواي هر بيمار است
او را يار است هركه با او يار است
گويند مرا باش در كار مدام
من بي‌كارم وليك او در كار است


رباعي شماره ۴۵۳

۳۳ بازديد


ياري كه به نزد او گل و خار يكيست
در مذهب او مصحف و زنار يكيست
ما را غم آن يار چرا بايد خورد
كو را خر لنگ و اسب رهوار يكيست


رباعي شماره ۴۵۷

۳۵ بازديد


اي آنكه كني كون و مكانرا محدث
پاكي و منزهي ز نسيان و حدث
جز فكر تو در سرم همه عين خطاست
جز ذكر تو بر زبان ضلالست و عبث


رباعي شماره ۴۵۶

۳۷ بازديد


يك چشم من از روز جدائي بگريست
چشم دگرم گفت چرا گريه ز چيست
چون روز وصال شد فرازش كردم
گفتم نگريستي نبايد نگريست


رباعي شماره ۴۵۵

۳۲ بازديد


يكبار به مردم و مرا كس نگريست
گر بار دگر زنده شوم دانم زيست
اي كرده تو قصد من ترا با من چيست
يا صحبت ابلهان همه ديگ تهيست


رباعي شماره ۴۶۰

۳۴ بازديد
 

آبي كه از اين ديده چو خون ميريزد
خونيست بيا ببين كه چون ميريزد
پيداست كه خون من چه برداشت كند
دل مي‌خورد و ديده برون مي‌ريزد


رباعي شماره ۴۵۹

۳۴ بازديد


اندر سر من نبود جز راي صلاح
اندر شب و روز پاك جوياي صلاح
امسال چنانم كه نيارم گفتن
يك سال دگر واي مرا واي صلاح