من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۲۸

۳۳ بازديد


آن خواجه كه بار او همه قند تر است
از مستي خود ز قند خود بيخبر است
گفتم كه ازين شكر نصيبم ندهي
ني گفت ندانست كه آن نيشكر است


رباعي شماره ۱۳۲

۳۳ بازديد


آن را كه غمي باشد و بتواند گفت
گر از دل خود بگفت بتواند رفت
اين طرفه گلي نگر كه ما را بشكفت
نه رنگ توان نمود و نه بوي نهفت


رباعي شماره ۱۳۱

۳۶ بازديد


آن را كه خداي چون تو ياري داده است
او را دل و جان و بيقراري داده است
زنهار طمع مدار زانكس كاري
زيرا كه خداش طرفه كاري داده است


رباعي شماره ۱۳۵

۳۲ بازديد


آن سايهٔ تو جايگه و خانهٔ ما است
وان زلف تو بند دل ديوانهٔ ما است
هر گوشه يكي شمع و دو سه پروانه است
اما نه چو شمع كه پروانهٔ ما است


رباعي شماره ۱۳۴

۳۴ بازديد


آن روي ترش نيست چنينش فعل است
مي‌گويد و ميخورد در اينش فعل است
آنكس كه بر اين چرخ برينش فعل است
اين نيست عجب كه در زمينش فعل است


رباعي شماره ۱۳۳

۳۱ بازديد


آن روح كه بسته بود در نقش صفات
از پرتو مصطفي درآمد بر ذات
واندم كه روان گشت ز شادي ميگفت
شادي روان مصطفي را صلوات


رباعي شماره ۱۳۸

۳۴ بازديد


آن شه كه ز چاكران بدخو نگريخت
وز بي‌ادبي و جرم صد تو نگريخت
او را تو نگوي لطف، دريا گويش
بگريخت ز ما ديو سيه او نگريخت


رباعي شماره ۱۳۷

۳۲ بازديد


آن شب كه ترا به خواب بينم پيداست
چون روز شود چو روز دل پرغوغاست
آن پيل كه دوش خواب هندستان ديد
از بند بجست طاقت آن پيل كراست


رباعي شماره ۱۳۶

۳۳ بازديد


آن شاه كه خاك پاي او تاج سر است
گفتم كه فراق تو ز مرگم بتر است
اينك رخ زرد من گوا گفت برو
رخ را چه گلست كار او همچو زر است


رباعي شماره ۱۴۰

۳۱ بازديد


آن قاضي ما چو ديگران قاضي نيست
ميلش بسوي اطلس مقراضي نيست
شد قاضي ما عاشق از روز ازل
با غير قضاي عشق او راضي نيست