اين باد سحر محرم رازست مخسب
هنگام تفرع و نياز است مخسب
بر خلق دو كون از ازل تا به ابد
اين در كه نبسته است باز است مخسب
اي ماه چنين شبي تو مهوار مخسب
در دور درآ چو چرخ دوار مخسب
بيداري ما چراغ عالم باشد
يك شب تو چراغ را نگهدار مخسب
بيجام در اين دور شرابست شراب
بيدود در اين سينه كبابست كباب
فرياد رباب عشق از زحمهٔ او است
زنهار مگو همين ربابست رباب
بردار حجابها به يكبار امشب
يك موي ز هر دو كون مگذار امشب
ديروز حديث جان و دل ميگفتي
پيش تو نهيم كشته و زار امشب
حاجت نبود مستي ما را به شراب
يا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
بيساقي و بيشاهد و بيمطرب و ني
شوريده و مستيم چو مستان خراب
بيكار مشين درآ درآميز شتاب
بيكار بدن به خور برد يا سوي خواب
از اهل سماع ميرسد بانك رباب
آن حلقهٔ ذاهل شدگانرا درياب
بيطاعت دين بهشت رحمان مطلب
بيخاتم حق ملك سليمان مطلب
چون عاقبت كار اجل خواهد بود
آزار دل هيچ مسلمان مطلب
در چشم آمد خيال آن در خوشاب
آن لحظه كزو اشك همي رفت شتاب
پنهان گفتم براز در گوش دو چشم
مهمان عزيز است بيفزاي شراب
دانيكه چه ميگويد اين بانگ رباب
اندر پي من بيا و ره را درياب
زيرا به خطا راه بري سوي صواب
زيرا به سال ره بري سوي جواب
خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
زيرا ز تو چشم بود پرآتش و آب
شد جانب دل ديدددلي چون سيماب
شد جانب تن ديد خراب و چه خراب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد