ساقي در ده براي ديدار صواب
زان باده كه او نه خاك ديده است و نه آب
بيمار بدن نيم كه بيمار دلم
شربت چه بود شراب در ده تو شراب
دل در هوس تو چون ربابست رباب
هر پاره ز سوز تو كبابست كباب
دلدار ز درد ما اگر خاموش است
در خاموشي دو صد جوابست جواب
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
از گشتن گرد شهر كس نايد خواب
عقل است كه چيزها از موضع جويد
تمييز و ادب مجو تو از مست و خراب
سبحانالله من و تو اي در خوشاب
پيوسته مخالفيم اندر هر باب
من بخت توام كه هيچ خوابم نبرد
تو بخت مني كه برنيائي از خواب
گر آب حيات خوشگواري اي خواب
امشب بر ما كار نداري اي خواب
گر با عدد موي سر تست امشب
يكسر نبري و سر نخاري اي خواب
علمي كه ترا گره گشايد به طلب
زان پيش كه از تو جان برآيد به طلب
آن نيست كه هست مينمايد بگذار
آن هست كه نيست مينمايد به طلب
شب گشت درين سينه چه سوز است عجب
ميپندارم كاول روز است عجب
در ديدهٔ عشق مينگنجد شب و روز
اين ديدهٔ عشق ديده دوز است عجب
گر ميخواهي بقا و پيروز مخسب
از آتش عشق دوست ميسوز مخسب
صد شب خفتي و حاصل آن ديدي
از بهر خدا امشب تا روز مخسب
گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
برتافته روح او ز گلزار صواب
بر جملهٔ قاضيان دوانيد امروز
در جستن آب زندگي قاضي كاب
يارب يارب به حق تسبيح رباب
كش در تسبيح صد سالست و جواب
يارب به دل كباب و چشم پرآب
جوشانتر از آنيم كه در خم، شراب
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد