من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۲۵ - ماه نا تمام

۳۴ بازديد


مهي كه از افق طبع بنده طالع شد
به منتهاي كمالش نشد مقام هنوز
اگر برابر خورشيد خاطر تو رسد
شود تمام كه ماهيست ناتمام هنوز


شماره ۲۹ - وجه برات

۳۳ بازديد


نوشته حضرت آصف برات من به كسي
كه هيچ حاصل از او نيست غير افغانم
به قدر وجه براتم دريد كفش و نشد
كه يك فلوس ز وجه برات بستانم


شماره ۲۸ - داروي كاري

۳۳ بازديد


زن جلبي رفته و در همچو من
كرده سخنهاي پريشان رقم
مي‌روم و مي‌خرم و مي‌خورم
داروي كاري كه براند شكم
پس ز پي جايزه‌اش بر دهن
ميريم و ميريم و ميريم


شماره ۳۲ - سر كل

۳۵ بازديد


نشستم دوش در كنجي كه سازم
سر كل را به زير فوطه پنهان
در آن ساعت حكيمي در گذر بود
مرا چون ديد زانسان گشت خندان
پريشان حال خود بودم در آن وقت
ز فعل او شدم از سر پريشان
به من گفتا كه دارويي مرا هست
كز آن دارو سر كل راست درمان
بيا تا بر سرت پاشم كه رويد
ترا موي سر از خاصيت آن
كشيدم از جگر آهي و گفتم
مگر نشنيده‌اي حرف بزرگان:
«زمين شوره سنبل بر نيارد
دراو تخم و عمل ضايع مگردان»


شماره ۳۱ - فغان از ابروي پرچين

۳۶ بازديد


سرورا از حاجب و دربان عالي حضرتت
از زمين تا چند فريادم رود بر آسمان
الحذر از ابروي پرچين حاجب، الحذر
الامان از سينه پركين دربان، الامان


شماره ۳۰ - هجو شما مي‌كنم

۳۶ بازديد


به ما خواجه تا چند خواهيد گفت
كه قرض شما را ادا مي‌كنم
اداي دگر گر چنين مي‌كنيد
به رخصت كه هجو شما مي‌كنم


شماره ۳۴ - غضنفر گله جاري

۳۶ بازديد


غضنفر كلجاري به طبع همچو پلنگ
رسيد و خواست كه خود را كند برابر من
ولي ز آتش طبعم پلنگ وار گريخت
غريب جانوري دور گشت از سر من


شماره ۳۳ - بزم تاريك

۳۳ بازديد


شرفا ساقي عنايت تو
گو دماغ مرا معطر كن
ز آنچه آتش بر آبگينه زند
بزم تاريك ما منور كن


شماره ۳۷ - ماندهٔ بابا

۳۳ بازديد


زيباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو
بد اي برادر از من و اعلا از آن تو
اين تاس خالي از من و آن كوزه‌اي كه بود
پارينه پر ز شهد مصفا از آن تو
يابوي ريسمان گسل ميخ كن ز من
مهميز كله تيز مطلا از آن تو
آن ديگ لب شكستهٔ صابون پزي ز من
آن چمچهٔ هريسه و حلوا از آن تو
اين غوچ شاخ كج كه زند شاخ، از آن من
غوغاي جنگ غوچ و تماشا از آن تو
اين استر چموش لگد زن ازآن من
آن گربهٔ مصاحب بابا از آن تو
از صحن خانه تا به لب بام از آن من
از بام خانه تا به ثريا از آن تو


شماره ۳۶ - هجو شراب

۳۷ بازديد


از من مرنج اي ز تو شادي جان من
گر لب گشوده‌ام پي هجو شراب تو
زيرا كه او قباحت بسيار كرده است
دي شب به جامهٔ من و با جامه خواب تو