من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شمارهٔ ۲۳

۳۵ بازديد


پيران كه چنين مقام و حرمت دارند
زان نيست كه يك دو دم قدامت دارند
اين حرمت از آن است كه آنها دو نفس
در رفتن از اين خرابه سبقت دارند


رباعي شمارهٔ ۲۲

۳۲ بازديد

 

عزيزان چون بدان ساحل رسيدند
ز همراهان خود يكدم بريدند
چنان از صحبت ما دل گرفتند
كه سهوا هم به سوي ما نديدند


رباعي شمارهٔ ۲۱

۳۵ بازديد


گر علت مرگ را دوا مي كردند
گر چاره ي اين نوع دو پا مي كردند
مي ديدي كاين جماعت تيره نهاد
بر روي زمين چه فتنه ها مي كردند


رباعي شمارهٔ ۲۵

۳۴ بازديد


اين سنگ ملون كه گهر مي نامند
وان آهن زردگون كه زر مي خوانند
بي گوهر ارزنده ي معني همه را
مردان گهرسنج هدر مي دانند


رباعي شمارهٔ ۲۴

۳۳ بازديد


داني كه شبان چه فتنه آغاز كند
آن دم كه ني شبانه را ساز كند
غمهاي زمانه را فرو بندد در
ابواب نشاط يك به يك باز كند


رباعي شمارهٔ ۲۸

۳۴ بازديد


تا اين خرد خام تو، معيار بود
اين ساختن و شكستت كار بود
تنها نه سرت به پاي من خورد به سنگ
هر جا كه روي تو سنگ و ديوار بود


رباعي شمارهٔ ۲۷

۳۳ بازديد


دل در غم عشق تو برومند بود
در پرتو ديدار تو خرسند بود
بگذاشته ام در كف و گويم هر روز
در شهر شما بهاي دل چند بود


رباعي شمارهٔ ۲۶

۳۳ بازديد


عارف به دل ذره جهان مي بيند
آنجا مه و مهر و كهكشان مي بيند
كوري بنگر كه چشم دانشور عصر
دست و سر كشتگان در آن مي بيند


رباعي شمارهٔ ۳۱

۳۳ بازديد


هركس كه به ازدواج پابند شود
معروض به داغ و درد فرزند شود
دهقان زمانه بر كسي مي خندد
كز كشتن تخم مرگ خرسند شود


رباعي شمارهٔ ۳۰

۳۷ بازديد


در گلشن زندگي به جز خار نبود
جز درد و غم و محنت و آزار نبود
اميد نكرد گل كه ياس آمد بار
سرتاسر زندگي جز اين كار نبود