
لينك ورود به اشعار احمدرضا احمدي
احمد رضا احمدي - احمدرضا احمدي - احمدرضااحمدي - احمد رضااحمدي - اشعار احمدرضااحمدي - اشعار احمد رضا احمدي - اشعار احمدرضا احمدي - اشعار احمد رضااحمدي - اشعاراحمدرضااحمدي - اشعاراحمد رضا احمدي - اشعاراحمدرضا احمدي - وبلاگ احمدرضا احمدي - وبلاگ شعر - وبلاگ ادبيات و شعر - وبلاگ شاعران معاصر - وبلاگ شاعران كهن - وبلاگ شاعران جوان - وبلاگ شعر نو
لينك ورود به اشعار احمدرضا احمدي
درختاني را از خواب بيرون مي آورم
درختاني را در آگاهي كامل از روز
در چشمان تو گم مي كنم
تو كه
با همه ي فقر و سفره بي نان
در كنارم نشسته اي
لبخند برلب داري
در چهر جهت اصلي
چهار گل رازقي كاشته اي
عطر رازقي ما را درخشان
مملو از قضاوتي زودگذر به شب مي سپارد
همه چيز را ديده ايم
تجربه هاي سنگين ما
ما را پاداش مي دهد
كه آرام گريه كنيم
مردم گريز
نشاني خانه خويش را گم كرده ايم
لطف بنفشه را مي دانيم
اما ديگر بنفشه را هم نگاه نمي كنيم
ما نمي دانيم
شايد در كنار بنفشه
دشنه اي را به خاك سپرد باشند
بايد گريست
بايد خاموش و تار
به پايان هفته خيره شد
شايد باران
ما
من و تو
چتر را در يك روز باراني
در يك مغازه كه به تماشاي
گلهاي مصنوعي
رفته بوديم
گم كرديم
هنگام روز
كجا مي روي
در خانه بمان
غمگينم
گيلاس ها بر درختان نشسته اند
پرنده از تنهايي
پر نمي زند
هراس دارد
من
همواره در روز
زخم قلبم را به تو
نشان مي دهم
در خانه بمان
آوازها
از خانه دور است
يك ستاره
هنوز در آسمان
مانده است
شب مي شود
گلهاي سرخ
در شب
در باغچه ديده نمي شوند
در باغچه يادبود تو است
كنار اين بوته هاي گل سرخ
مي خواستي بميري
مردي
به تو بانگ زديم
تو را صدا كرديم
تو مرده بودي
يار من
لحظه اي در بهشت
دوام آور
شب تمام مي شود
كليد خانه را
گم كرده بوديم
در كوچه مانديم
در كنار خانه
علف ها روييده بود
اما چه سود
سايه نداشتند
زاده شدم
كه لباس نو بپوشم
جمعه ها تعطيل باشد
در تابستان
آب سرد بنوشم
عشق را باور كنم
كلمات مرا به ستوه نمي آورد
انگشتانم
در ميان برگهاي درختان
تسليم روز مي شوم
لباسها بر تنم
كهنه است
من
در تابستان آب گرم
مي نوشم
هنوز تشنه ام
"براي جستجو در اشعار احمدرضا احمدي كليك كنيد"

احمد رضا احمدي در سال 1319 در كرمان به دنيا آمد . وي دوره آموزشهاي دبستاني را در كرمان گذراند و 7 سال بعد به همراه خانواده راهي تهران شد و در مدرسه دارالفنون تحصيل كرد . ذوق كودكياش در بزرگسالي او را به شعر كشاند . آشنايي عميق او با شعر و ادبيات كهن ايران و شعر نيما دستمايهاي شد تا حركتي كاملاً متفاوت را در شعر معاصر آغاز و پيريزي كند . وي نخستين مجموعه شعرش را با عنوان طرح در سال 1340 منتشر كرد كه توجه بسياري از شاعران و منتقدان دهه 40 را جلب كرد . احمدي ، پس از آن به يكي از شاعران تاثيرگذار معاصر بعد از نيما و شاملو در ميان شاعران پس از خود مبدل شد . حضور فعال وي در عرصه شعر ، ادبيات كودكان ، دكلمه شعر و هنر سينما ، از او چهرهاي مؤثر در ادبيات و هنر معاصر ساخته است . از احمد رضا احمدي بيش از18 مجموعه شعر ، 15 كتاب براي كودكان ، دكلمه اشعار خودش در كاست يادگاري و اشعار حافظ ، نيما ، سهراب سپهري و شاعران معاصر منتشر شده است . در سال 1378 سومين جايزه شعر خبرنگاران با مراسمي متفاوت و خصوصي در خانه احمدرضا احمدي برگزار شد . همان سال كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در مراسم بزرگداشت احمدرضا احمدي ، تنديس مداد پرنده (تنديس مداد پرنده به احمدي اهدا شد) را به او اهدا كرد . احمدي در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان سالها فعاليت كرده و هم اكنون نيز در همان جا مشغول به كار است.
چه سرگردان است اين عشق
كه بايد نشاني اش را
از كوچه هاي بن بست گرفت
چه حديثي است عشق
كه نمي پوسد و افسرده نيست
حتي آن هنگام
كه از آسمان به خانه آوار
شود
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد




