من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۳

۳۵ بازديد


تا يار برفت صبر از من برميد
وز هر مژه‌ام هزار خونابه چكيد
گوئي نتوانم كه ببينم بازش
«تا كور شود هر آنكه نتواند ديد»


رباعي شماره ۱۷

۳۲ بازديد


درويش كه مي خورد به ميري برسد
ور روبهكي خورد به شيري برسد
گر پير خورد جواني از سر گيرد
ور زانكه جوان خورد به پيري برسد


رباعي شماره ۱۶

۳۱ بازديد


آن زلف كه بر گوشهٔ غلطاق نهاد
صد داغ جفا بر دل عشاق نهاد
بر چهرهٔ او چو طاق ابرويش ديد
مه خوبي روي خويش بر طاق نهاد


رباعي شماره ۱۵

۳۲ بازديد


فكري كه بر آن طبع روان ميگذرد
شرحش ز معاني و بيان ميگذرد
شعر تو چرا نازك و شيرين نبود
آخر نه بدان لب ودهان ميگذرد


رباعي شماره ۲۰

۳۲ بازديد
 

جان قصهٔ آن ماه سخنگو گويد
دل كام روان زان لب دلجو جويد
گر عكس رخش بر چمن افتد روزي
از خاك همه لالهٔ خود رو رويد


رباعي شماره ۱۹

۳۳ بازديد


آن خور كه ازو قوت روح افزايد
يعني مي گل‌گون كه فتوح افزايد
من بندهٔ آنكه در شبانگاه خورد
من چاكر آن كه در صبوح افزايد


رباعي شماره ۱۸

۳۳ بازديد


من ترك شراب ناب نتوانم كرد
خمخانهٔ خود خراب نتوانم كرد
يك روز اگر بادهٔ صافي نخورم
ده شب ز خمار خواب نتوانم كرد


رباعي شماره ۲۲

۳۴ بازديد
 

تا ساخته شخص من و پرداخته‌اند
در زير لگد كوب غم انداخته‌اند
گوئي من زرد روي دلسوخته را
چون شمع براي سوختن ساخته‌اند


رباعي شماره ۲۱

۳۴ بازديد


عشق تو مرا چو خاك ره خواهد كرد
خال تو مرا حال تبه خواهد كرد
زلف تو مرا به باد بر خواهد داد
چشم تو مرا خانه سيه خواهد كرد


رباعي شماره ۲۵

۳۳ بازديد


از شدت دست تنگي و محنت برد
در خيمه ما نه خواب يابي و نه خورد
در تابه و صحن و كاسه و كوزهٔ ما
نه چرب و نه شيرين و نه گرم است و نه سرد