من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شمارهٔ ۹۹

۳۳ بازديد


عرفي چه خروشي كه فلان گمره شد
ملزم كنمش كه بايدش آگه شد
چون ما و تو بسيار تعصب كيشان
ملزم نشدند و گفت و گو كوته شد


رباعي شمارهٔ ۹۸

۳۱ بازديد


عرفي دل ما كيش دگرگون نكند
دريوزه جز از درون پر خون نكند
سامان بهشت اگر در اين كوچه كشيد
اميد سر از دريچه بيرون نكند


رباعي شمارهٔ ۱۰۳

۳۲ بازديد


  آن كس كه لواي عشق بر دوش آيد
با نيستي ابد هم آغوش آيد
گر صور دمند و گر مسيحا آرند
اين كشته نه مستي ست كه با هوش آيد


رباعي شمارهٔ ۱۰۲

۳۲ بازديد


ديدم جايي كه فتح باب آنجا بود
منزل گه آرام و شباب آنجا بود
باز نظر و منع نقاب آنجا بود
خفاش آنجا و آفتاب آنجا بود


رباعي شمارهٔ ۱۰۱

۳۳ بازديد


آنم كه تنم هميشه از جان به بود
آلايش دامنم ز دامان به بود
اوقات حيات خويش را سنجيدم
هر وقت كه در خواب گذشت آن به بود


رباعي شمارهٔ ۱۰۵

۳۱ بازديد


بر ساغر من كه عشق از او نشأه  برد
حد نيست كسي را كه به دعوي نگرد
از جرعهٔ خويش اگر به خاك افشانم
درياي محيط از او به كشني گذرد


رباعي شمارهٔ ۱۰۴

۳۲ بازديد


اي عيش به آلايشت آميخته اند
وي غم ز صفاي سينه ات ريخته اند
اي عشق عجب درد سرشتي، پيداست
كز آب و گل منت بر انگيخته اند


رباعي شمارهٔ ۱۰۸

۳۱ بازديد


تا رنگ من از شراب رهبان كردند
بي رنگي ام آبروي ايمان كردند
صوفي بت هستيم به صد پاره شكست
دردا كه تعلقم پريشان كردند


رباعي شمارهٔ ۱۰۷

۳۲ بازديد


گر سنگ ملامت به دلم نستيزد
از هر سر مو چشمهٔ آز انگيزد
ريزد مي از آن سيه كه بشكست ولي
گر نشكند اين شيشه مي اش مي ريزد


رباعي شمارهٔ ۱۰۶

۳۳ بازديد


رفتم به حرم كه درد ايمان دانند
معموري دل ز كفر ويران دانند
گفتند برو به دير كاين سنگ سياه
قدر گهرش صنم تراشان دانند