من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شمارهٔ ۷۷

۳۱ بازديد


عرفي كه قدم در دهن تيشه نهد
از بس غم دل بر دل غم پيشه نهد
تا تحت الثري فرو شود، گر نه مدام
بار دل خود به دوش انديشه نهد


رباعي شمارهٔ ۸۲

۳۵ بازديد


رفتم به جنازهٔ يك تن كه فسرد
صد سال ز باغ عيش گل چيد و بمرد
گفتم چه برون برد از اين باغ و بهار
گفتا دل پر خون كه تو هم خواهي برد


رباعي شمارهٔ ۸۱

۳۲ بازديد


شوخي كه ز خنده چشمهٔ نوش شود
خورشيد به سايه اش هم آغوش شود
خنديد و كرشمه كرد و از خود رفتم
آري دو شيرابه زود بيهوش شود


رباعي شمارهٔ ۸۰

۳۴ بازديد


عشق آمد و گويد كه زبان بگشايند
وز مژدهٔ من دل جهان بگشايند
راحت نه عيان است، مناذي بزنند
تا روي نقاب بستگان بگشايند


رباعي شمارهٔ ۸۴

۳۳ بازديد


در باغ دلم كه روضه نعتش گويد
آب طلبت روي چمن مي شويد
خرم شجر آرزوي وصال جانان
صد ناميه از هر ورقش مي رويد


رباعي شمارهٔ ۸۳

۳۳ بازديد


جمعي به درت گريه و آه آوردند
جمعي همه ديد و نگاه آوردند
جمعي ديدند خواهش عفو تو را
رفتند و چهان چهان گناه آوردند


رباعي شمارهٔ ۸۷

۳۳ بازديد


دردا كه اجل رسيد و درمان نرسيد
توفيق به غور شور بختان نرسيد
مرگ آيت يأس خواند در شهر دلم
كفر آمده ساخت دير، ايمان نرسيد


رباعي شمارهٔ ۸۶

۳۰ بازديد


عشق تو خرابات نشين مي باشد
كوي تو بهشت عقل و دين مي باشد
در دور تو هست جاي دل در كف دست
در عهد تو جان در آستين مي باشد


رباعي شمارهٔ ۸۵

۳۱ بازديد


از خامشي ام جان يه سخن مي سوزد
وز بي خوديم نقش وطن مي سوزد
حيرت ز هم آغوشي من مي نالد
انديشه ز آرزوي من مي سوزد


رباعي شمارهٔ ۹۰

۳۳ بازديد
 

در سردي يخ بند كه لرزد خورشيد
خون بسته شود چون بقم در رگ بيد
گل دسته اي از دود شرر بسته شود
كاندر كف روزگار ماند جاويد