من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شمارهٔ ۱۴

۳۵ بازديد


هر كس كه مي عشق به جامش كردند
از دردي درد تلخ‌كامش كردند
گويا همه غم‌ةاي جهان در يك جا
جمع آمده بود، عشق نامش كردند


رباعي شمارهٔ ۱۸

۳۵ بازديد


دردا كه اسير ننگ و ناميم هنوز
در گفت و شنيد خاص و عاميم هنوز
شد عمر تمام و ناتماميم هنوز
صد بار بسوختيم و خاميم هنوز


رباعي شمارهٔ ۱۷

۳۶ بازديد


يار آمد و يار دل‌نواز آمد باز
بهر دل خسته چاره‌ساز آمد باز
عمرم همه رفته بود از رفتن او
صد شكر كه عمر رفته آمد باز


رباعي شمارهٔ ۱۶

۳۷ بازديد


ديدم كه يكي دو دسته از سنبل تر
بر بسته و خوش نهاده در پيش نظر
گفتم كه برو دو زلف يارم بنگر
بر بسته دگر باشد و خود رسته دگر


رباعي شمارهٔ ۲۰

۳۶ بازديد


امروز ز حد مي‌گذرد سوز فراق
وين شعلهٔ آهِ آتش‌افروز فراق
روز عجبي پيش من آمد! يا رب
اين روز قيامت‌ست يا روز فراق


رباعي شمارهٔ ۱۹

۳۴ بازديد


بي روي توام هست ملالي كه مپرس
وز زندگي خود انفعالي كه مپرس
هر لحظه چه پرسي كه بگو حال تو چيست؟
دور از تو افتاده‌ام به حالي كه مپرس


رباعي شمارهٔ ۲۳

۳۵ بازديد


از درد دل خود به فغانم چه كنم؟
وز زندگي خويش به جانم چه كنم؟
صبرست مرا چاره و دانند همه
ليكن من بيچاره ندانم، چه كنم؟


رباعي شمارهٔ ۲۲

۳۵ بازديد


من باده به مردم خردمند خوردم
يا از كف خوبان شكرخند خوردم
هرگز نخورم ز باده خوردن سوگند
حاشا كه به جاي باده سوگند خوردم


رباعي شمارهٔ ۲۱

۳۶ بازديد


در عشق نكويان چه فراق و چه وصال؟
بدحالي عاشقان بود در همه حال
گر وصل بود مدام سوزست و گداز
ور هجر بود تمام رنجست و ملال


رباعي شمارهٔ ۲۶

۳۵ بازديد

 

اي هم‌نفس چند، كه ياريد به من
عاشق شده‌ام، مرا گذاريد به من
چندم گوييد كز فلان دل بردار
من دانم و دل، شما چه داريد به من؟