من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۲۶

۳۴ بازديد

فريب دشمن مخور و غرور مداح مخر كه اين دام زرق نهاده است و آن دامن طمع گشاده احمق را ستايش خوش آيد چون لاشه كه در كعبشدمي فربه نمايد.

الا تا نشنوي مدح سخن گوي
كه اندك مايه نفعي از تو دارد


بخش ۲۵

۳۴ بازديد


بسيج سخن گفتن آنگاه كن
كه داني كه در كار گيرد سخن


بخش ۲۴

۳۴ بازديد

خبري كه داني كه دلي بيازارد تو خاموش تا ديگري بيارد

بلبلا مژده بهار بيار
خبر بد به بوم باز گذار


بخش ۲۸

۳۴ بازديد

همه كس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال

يكى يهود و مسلمان نزاع مى كردند
چنانكه خنده گرفت از حديث ايشانم
به طيره گفت مسلمان گرين قباله من
درست نيست خدايا يهود مي‌رانم
گر از بسيط زمين عقل منعدم گردد
بخود گمان نبرد هيچكس كه نادانم
يهود گفت به تورات مى خورم سوگند
وگر خلاف كنم همچو تو مسلمانم


بخش ۲۷

۳۵ بازديد

متكلم را تا كسي عيب نگيرد سخنش صلاح نپذيرد

مشو غره بر حسن گفتار خويش
به تحسين نادان و پندار خويش


بخش ۳۱

۳۳ بازديد

هر چه زود بر آيد دير نپايد

خاك مشرق شنيده ام كه كنند
به چهل سال كاسه اي چيني
صد بروزي كنند در مردشت
لاجرم قيمتش همي‌بيني
آنكه ناگاه كسي گشت به چيزي نرسيد
وين به تمكين و فضيلت بگذشت از همه چيز


بخش ۳۰

۳۴ بازديد

هر كه در حال توانايي نكويي نكند در وقت ناتواني سختي بيند

بخش ۲۹

۳۲ بازديد

ده آدمي بر سفره اي بخورند و دو سگ بر مرداري با هم بسر نبرند. حريص با جهاني گرسنه است و قانع به ناني سير. حكما گفته اند توانگري به قناعت به از توانگري به بضاعت.

روده تنگ به يك نان تهي پرگردد
نعمت روي زمين پر نكند ديده تنگ
كه شهوت آتشست از وي بپرهيز
بخود بر آتش دوزخ مكن تيز


بخش ۳۳

۳۴ بازديد


چون نداري كمال فضل آن به
كه زبان در دهان نگه داري
 كند
جوز بي مغز را سبكساري
حكيمي گفتش اي نادان چه كوشي
درين سودا به ترس از لوم لايم
هر كه تأمل نكند در جواب
بيشتر آيد سخنش ناصواب
چون در آيد مه از تويي به سخن
گر چه به داني اعتراض مكن
گر نشيند فرشته‌اي با ديو
وحشت آموزد و خيانت و ريو


بخش ۳۲

۳۴ بازديد

كارها به صبر بر آيد و مستعجل به سر در آيد

به چشم خويش ديدم در بيابان
كه آهسته سبق برد از شتابان
سمند باد پاي از تك فرو ماند
شتربان همچنان آسته مي‌راند