من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۶

۳۶ بازديد

نصيحت از دشمن پذيرفتن خطاست وليكن شنيدن رواست تا به خلاف آن كار كني كه آن عين صوابست

حذر كن زآنچه دشمن گويد آن كن
كه بر زانو زني دست تغابن


بخش ۱۵

۳۴ بازديد


پسنديده است بخشايش وليكن
منه بر ريش خلق آزار مرهم


بخش ۱۴

۳۴ بازديد

بر عجز دشمن رحمت مكن كه اگر قادر شود بر تو نبخشايد.

دشمن چو بيني ناتوان لاف از بروت خود مزن
مغزيست در هر استخوان مرديست در هر پيرهن


بخش ۱۸

۳۳ بازديد

دو كس دشمن ملك و دينند: پادشاه بي حلم و دانشمند بي علم.

بر سر ملك مباد ان ملك فرمانده
كه خدا را نبود بنده فرمانبردار


بخش ۱۷

۳۴ بازديد

خشم بيش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بي وقت هيبت ببرد نه چندان درشتي كن كه از تو سير گردند و نه چندان نرمي كه بر تو دلير شوند.

درشتي و نرمي به هم اندر به است
چو فاصد كه جراح و مرهم نه است
نه مر خويشتن را فزوني نهد
نه يكباره تن در مذلّت دهد
بگفتا نيك مردي كنند چندان
كه گردد خيره گرگ تيز دندان


بخش ۲۰

۳۵ بازديد

در خاك بيلقان برسيدم به عابدي، گفتم مرا به تربيت از جهل پاك كن.

بخش ۱۹

۳۴ بازديد

پادشه بايد كه تا بحدي خشم بر دشمنان نراند كه دوستان را اعتماد نماند. آتش خشم اول در خداوند خشم اوفتد پس آنگه كه زبان به خصم رسد يا نرسد.

نشايد بني آدم خاك زاد
كه در سر كند كبر و تندي و باد
تو را با چنين گرمي و سركشي
نپندارم از خاكي از آتشي


بخش ۲۳

۳۵ بازديد

سر مار بدست دشمن بكوب كه از احدي الحسنيين خالي نباشد اگر اين غالب آمد مار كشتي و گر آن از دشمن رستي

بخش ۲۲

۳۳ بازديد

چو بيني كه در سپاه دشمن تفرقه افتاده است تو جمع باش و گر جمع شوند از پريشاني انديشه كن

وگر بيني كه با هم يك زبان اند
كمان را زه كن و بر باره بر سنگ


بخش ۲۱

۳۵ بازديد

بدخوي در دست دشمني گرفتارست كه هر كجا رود از چنگ عقوبت او خلاص نيابد.