من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۴

۳۴ بازديد

علم از بهر دين پروردنست نه از بهر دنيا خوردن

هركه پرهيز و علم و زهد فروخت
خرمني گرد كرد و پاك بسوخت


بخش ۳

۳۵ بازديد

دو كس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده كردند يكي آن كه اندوخت و نخورد و ديگر آن كه آموخت و نكرد

علم چندان كه بيشتر خواني
چون عمل در تو نيست ناداني
نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپيي برو كتابي چند
آن تهي مغز را چه علم و خبر
كه بر او هيزم است يا دفتر


بخش ۷

۳۲ بازديد

رحم آوردن بر بدان ستمست بر نيكان، عفو كردن از ظالمان جورست بر درويشان

خبيث را چو تعهد كني و بنوازي
به دولت تو گنه مي‌كند به انبازي
معشوق هزار دوست را دل ندهي
ور مي‌دهي آن دل به جدايي بنهي


بخش ۶

۳۴ بازديد

ملك از خردمندان جمال گيرد و دين از پرهيزگاران كمال يابد پادشاهان به صحبت خردمندان از آن محتاج ترند كه خردمندان به قربت پادشاهان

جز به خردمند مفرما عمل
گرچه عمل كار خردمند نيست


بخش ۱۰

۳۴ بازديد

سخن ميان دو دشمن چنان گوي كه گر دوست گردند شرم زده نشوي.

ميان دو كس جنگ چون آتشست
سخن چين بدبخت هيزم كشست
ميان دو تن آتش افروختن
نه عقلست و خود در ميان سوختن
پيش ديوار آنچه گويي هوش دار
تا نباشد در پس ديوار گوش


بخش ۹

۳۴ بازديد


امروز بكش چو مي‌توان كشت
كاتش چو بلند شد جهان سوخت
 كند كمان را
دشمن كه به تير مي‌توان دوخت


بخش ۸

۳۵ بازديد


خامشي به كه ضمير دل خويش
با كسي گفتن و گفتن كه مگوي
سخني در نهان نبايد گفت
كه بر انجمن نشايد گفت


بخش ۱۳

۳۳ بازديد

تا كار بزر بر مي‌آيد جان در خطر افكندن نشايد

... 
حلالست بردن به شمشير دست


بخش ۱۲

۳۲ بازديد
 

چون در امضاي كاري متردّد باشي آن طرف اختيار كن كه بي آزارتر برآيد


بخش ۱۱

۳۳ بازديد


بشوي اي خردمند از آن دوست دست
كه با دشمنانت بود هم نشست