من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۵۳

۳۲ بازديد

جوانمرد كه بخورد و بدهد به از عابد كه روزه دارد و بنهد. هر كه ترك شهوت از بهر خلق داده است از شهوتي حلال، در شهوتي حرام افتاده است.

بخش ۵۶

۳۳ بازديد


معصيت از هر كه صادر شود ناپسنديده است و از علماء ناخوبتر كه علم سلاح جنگ شيطانست و خداوند سلاح را چون به اسيري برند شرمساري بيش برد.

عام نادان پريشان روزگار
به ز دانشمند ناپرهيزگار
كان به نابينايي از راه اوفتاد
وين دو چشمش بود و در چاه اوفتاد


بخش ۵۵

۳۴ بازديد

عالم را نشايد كه سفاهت از عامي به حلم در گذراند كه هر دو طرف را زيان دارد هيبت اين كم شود و جهل آن مستحكم.

بخش ۵۹

۳۳ بازديد


 ...
فردا گويد تربي از اينجا بركن


بخش ۵۸

۳۳ بازديد

شيطان با مخلصان بر نمي‌آيد و سلطان با مفلسان

وامش مده آنكه بي نمازست
گر چه دهنش زفاقه بازست
كو فرض خدا نمي‌گزارد
از قرض تو نيز غم ندارد


بخش ۵۷

۳۵ بازديد

جان در حمايت يك دم است و دنيا وجودي ميان دو عدم. دين به دنيا فروشان خرند يوسف بفروشند تا چه خرند؟ الم اعهد اليكم يا بني آدم ان لاتعبدوا الشيطان

بخش ۶۲

۳۲ بازديد

دو چيز محال عقل است خوردن بيش از رزق مقسوم و مردن پيش از وقت معلوم.

قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه
به كفر يا به شكايت بر آيد از دهني


بخش ۶۱

۳۳ بازديد

درويش ضعيف حال را در خشكي تنگ سال مپرس كه چوني الا بشرط آن كه مرهم ريشش بنهي و معلومي پيشش.

خري كه بيني و باري به گل درافتاده
به دل بر او شفقت كن ولي مرو به سرش
كنون كه رفتي و پرسيديش كه چون افتاد
ميان ببند و چو مردان بگير دمب خرش


بخش ۶۰

۳۳ بازديد


آنكه در راحت و تنعم زيست
او چه داند كه حال گرسنه چيست
اي كه بر مركب تازنده سواري هشدار
كه خر خاركش مسكين در آب و گلست


بخش ۶۴

۳۲ بازديد

به نانهاده دست نرسد و نهاده هركجا هست برسد

شنيده‌اي كه سكندر برفت تا ظلمات
به چند محنت و خورد آنكه خورد آب حياب