دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۶ ۳۲ بازديد
جوانمرد كه بخورد و بدهد به از عابد كه روزه دارد و بنهد. هر كه ترك شهوت از بهر خلق داده است از شهوتي حلال، در شهوتي حرام افتاده است.
معصيت از هر كه صادر شود ناپسنديده است و از علماء ناخوبتر كه علم سلاح جنگ شيطانست و خداوند سلاح را چون به اسيري برند شرمساري بيش برد.
عام نادان پريشان روزگار
به ز دانشمند ناپرهيزگار
كان به نابينايي از راه اوفتاد
وين دو چشمش بود و در چاه اوفتاد
وامش مده آنكه بي نمازست
گر چه دهنش زفاقه بازست
كو فرض خدا نميگزارد
از قرض تو نيز غم ندارد
قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه
به كفر يا به شكايت بر آيد از دهني
خري كه بيني و باري به گل درافتاده
به دل بر او شفقت كن ولي مرو به سرش
كنون كه رفتي و پرسيديش كه چون افتاد
ميان ببند و چو مردان بگير دمب خرش
آنكه در راحت و تنعم زيست
او چه داند كه حال گرسنه چيست
اي كه بر مركب تازنده سواري هشدار
كه خر خاركش مسكين در آب و گلست
شنيدهاي كه سكندر برفت تا ظلمات
به چند محنت و خورد آنكه خورد آب حياب