من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۷۴

۳۴ بازديد


حكايت بر مزاج مستمع گوي
اگر خواهي كه دارد با تو ميلي


بخش ۷۳

۳۵ بازديد

هر آنچه داني كه هر آينه معلوم تو گردد به پرسيدن آن تعجيل مكن كه هيبت سلطنت را زيان دارد.

چو لقمان ديد كاندر دست داوود
همي آهن به معجز موم گردد
نپرسيدش چه مي‌سازي كه دانست
كه بي پرسيدنش معلوم گردد


بخش ۷۷

۳۳ بازديد


ندهد مرد هوشمند جواب
مگر آنگه كزو سؤال كنند


بخش ۷۶

۳۴ بازديد

حلم شتر چنان كه معلومست اگر طفلي مهارش گيرد و صد فرسنگ برد گردن از متابعتش نپيچد اما اگر درهاي هولناك پيش آيد كه موجب هلاك باشد و طفل آنجا به ناداني خواهد شدن زمام از كفش در گسلاند و بيش مطاوعت نكند كه هنگام درشتي ملاطفت مذموم است و گويند دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلكه طمع زيادت كند.

سخن به لطف و كرم با درشت خوي مگوي
كه زنگ خورده نگردد به نرم سوهان پاك


بخش ۸۰

۳۴ بازديد


سگي را لقمه‌اي هرگز فراموش
نگردد ور زني صد نوبتش سنگ


بخش ۷۹

۳۲ بازديد


وگر نامور شد به قول دروغ
دگر راست باور ندارند ازو


بخش ۷۸

۳۳ بازديد

ريشي درون جامه داشتم و شيخ از آن هر روز بپرسيدي كه چونست و نپرسيدي كجاست دانستم از آن احتراز مي‌كند كه ذكر همه عضوي روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر كه سخن نسنجد از جوابش برنجد.

تا نيك نداني كه سخن عين صواب است
بايد كه به گفتن دهن از هم نگشايي
گر راست سخن گويي و در بند بماني
به زانكه دروغت دهد از بند رهايي


بخش ۸۳

۳۴ بازديد

ارادت بي چون يكي را از تخت شاهي فرو آرد و ديگري را در شكم ماهي نكو دارد

وقتيست خوش آن را كه بود ذكر تو مونس
ور خود بود اندر شكم حوت چو يونس


بخش ۸۲

۳۳ بازديد


گه اندر نعمتي مغرور و غافل
گه اندر تنگ دستي خسته و ريش
چو در سرا و ضرّا حالت اين است
ندانم كي به حق پردازي از خويش


بخش ۸۱

۳۲ بازديد

از نفس پرور هنروري نيايد و بي هنر سروري را نشايد

چو گاو ار همي بايدت فربهي
چو خرتن به جور كسان در دهي