دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۵۶ ۳۳ بازديد
اي طالب روزي بنشين كه بخوري و اي مطلوب اجل مرو كه جان نبري
جهد رزق اركني وگر نكني
برساند خداي عزوجل
ور روي در دهان شير و پلنگ
نخورندت مگر به روز اجل
جهد رزق اركني وگر نكني
برساند خداي عزوجل
ور روي در دهان شير و پلنگ
نخورندت مگر به روز اجل
مردكي خشك مغز را ديدم
رفته در پوستين صاحب جاه
الا تا نخواهي بلا بر حسود
كه آن بخت برگشته خود در بلاست
خبرش ده كه هيچ دولت و جاه
به سراي دگر نخواهد يافت
مسكين حريص در همه عالم هميرود
او در قفاي رزق و اجل در قفاي او
يا مروبا يار ازرق پيرهن
يا بكش بر خان و مان انگشت نيل
دوستي با پيلبانان يا مكن
يا طلب كن خانه اي درخورد پيل
اي بناموس كرده جامه سپيد
بهر پندار خلق ونامه سياه
زنبور درشت بي مروت راگوي
باري چو عسل نميدهي نيش مزن
اميد عافيت آنگه بود موافق عقل
كه نبض را به طبيعت شناس بنمايي
سركه از دسترنج خويش و تره
بهتر از نان دهخدا و بره
طلب كردم ز دانايي يكي پند
مرا فرمود با نادان مپيوند