من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۲۱

۳۳ بازديد


عشق رخ يار بر من زار مگير
بر خسته دلان رند خمار مگير
صوفي چو تو رسم رهروان مي‌داني
بر مردم رند نكته بسيار مگير


رباعي شماره ۲۶

۳۳ بازديد


ماهي كه نظير خود ندارد به جمال
چون جامه ز تن بركشد آن مشكين خال
در سينه دلش ز نازكي بتوان ديد
مانندهٔ سنگ خاره در آب زلال


رباعي شماره ۲۵

۳۵ بازديد


اي دوست دل از جفاي دشمن دركش
با روي نكو شراب روشن دركش
با اهل هنر گوي گريبان بگشاي
وز نااهلان تمام دامن دركش


رباعي شماره ۲۴

۳۴ بازديد


چشم تو كه سحر بابل است استادش
يا رب كه فسونها برواد از يادش
آن گوش كه حلقه كرد در گوش جمال
آويزهٔ در ز نظم حافظ بادش


رباعي شماره ۲۸

۳۵ بازديد


لب باز مگير يك زمان از لب جام
تا بستاني كام جهان از لب جام
در جام جهان چو تلخ و شيرين به هم است
اين از لب يار خواه و آن از لب جام


رباعي شماره ۲۷

۳۰ بازديد


در باغ چو شد باد صبا دايهٔ گل
بربست مشاطه‌وار پيرايهٔ گل
از سايه به خورشيد اگرت هست امان
خورشيد رخي طلب كن و سايهٔ گل


رباعي شماره ۳۱

۳۴ بازديد


من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نيك و بد ندارم جز غم
يك همدم باوفا نديدم جز درد
يك مونس نامزد ندارم جز غم


رباعي شماره ۳۰

۳۴ بازديد


عمري ز پي مراد ضايع دارم
وز دور فلك چيست كه نافع دارم
با هر كه بگفتم كه تو را دوست شدم
شد دشمن من وه كه چه طالع دارم


رباعي شماره ۲۹

۳۲ بازديد


در آرزوي بوس و كنارت مردم
وز حسرت لعل آبدارت مردم
قصه نكنم دراز كوتاه كنم
بازآ بازآ كز انتظارت مردم


رباعي شماره ۳۴

۳۵ بازديد


چشمت كه فسون و رنگ مي‌بازد از او
افسوس كه تير جنگ مي‌بارد از او
بس زود ملول گشتي از همنفسان
آه از دل تو كه سنگ مي‌بارد از او