من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

كلمات

۳۲ بازديد

بوسه كن
محبت را
لب هاي عشق بزرگ است
بيم آن مي رود
كلمات
در پُستخانه ها
پيرتر شوند.

شيطنت

۳۳ بازديد

كودك است شعر
پنجره ام
خيالش را
سنگي مي پراند
در من
خرده ريزم را
مي روبد
ستاره

نازكانه

۳۳ بازديد

نمك عشق كجاست؟
زخم
برداشت دل از
بردن نام چاقو.

مي خواهمت

۳۳ بازديد

عاشق است مه
معشوق است
درّه
دلشوره هايم را مي سرايد
توكاي جوان
بر مازوي پير
مي خواهمت
مي خواهمت
چون نرينه ي مِه
درّه هاي دشوار را ...

تنازع

۳۲ بازديد

عاشقي نكرده ايم.
من به چشم گاو
سبزه ام
گاو
در نگاه من
كباب

مرور

۳۲ بازديد

زني
در آستانه ي زايمان عشق
رهايش كنيد
رهايش كنيد
مي ترسم
از او زاده شوم
دوباره ...

نه

۳۲ بازديد

نمي خواهم
در هياهوي گيلكانه ات
موميايي شوم
با دهاني بومي
و انباني از واژگاني مرطوب
نه ... نمي خواهم
سينه به سينه سرگردانِ شاليزارانت باشم
روياهايم را
در سايه گير جنگل
زمينگير مي بينم
دريا
توفاني ام نمي كند.
بدرود گيلان عزيز
بدرود
اين قويِ دل آزاد
ديگر
فراخوانده شده است
به تنهاييِ جهانيِ خويش
كاشته مي شوم
در زاهدان خاك
زنداني ام مي كند
زيبايي
اينك
زمين از آنِ من است
انسان از آنِ من است
آه ... من
خود پيراهن يوسفم
يعقوبم
روزگاران است روزگاران است روزگاران

تهي شو

۳۲ بازديد

پرواز چيزي نيست
جز تهي شدن
از علايقِ زميني
تهي شو
تهي شو
بسان سايه
از رنگ هاي چشم آزار
عشق تابستان است
طپش استوايي دل
وزشِ دريايي اشك
تهي شو
تابستان
زيبايي ات را برهنه مي خواهد
دريا نيز.

از دوست داشتن

۳۲ بازديد

چگونه دوستش نداشته باشي
هنوزا
گنجشكان خاطره
در آبادي صبح
مي مويند
بذري باد آورد
به ناگاه
كشتزارت كرد ...

هرگز

۳۳ بازديد

دهانشان خاليست
از واژگان شاداب
به صدايي مي ميرند
به سكوتي
بر مي خيزند
نيلوفر آب هاي زلالم
پيچان بر پهناي
اين گرداب
نه ... نه
از طبل هاي ميان تهي
هياهويي را
باور نداشته ام
هرگز ...