من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۳۴۰

۳۴ بازديد


شمشير بود ابروي آن بدر منير
و آن ديده به خون خوردن چستست چو شير
از يك سو شير و از دگر سو شمشير
مسكين دل من ميان شير و شمشير


رباعي شماره ۳۳۹

۳۵ بازديد


در بزم تو اي شوخ منم زار و اسير
وز كشتن من هيچ نداري تقصير
با غير سخن گويي كز رشك بسوز
سويم نكني نگه كه از غصه بمير


رباعي شماره ۳۴۳

۳۵ بازديد
 

گفتم كه: دلم، گفت: كبابي كم گير
گفتم: چشمم، گفت: سرابي كم گير
گفتم: جانم، گفت: كه در عالم عشق
بسيار خرابست، خرابي كم گير


رباعي شماره ۳۴۲

۳۴ بازديد


اي فضل تو دستگير من، دستم گير
سير آمده‌ام ز خويشتن، دستم گير
تا چند كنم توبه و تا كي شكنم
اي توبه ده و توبه شكن، دستم گير


رباعي شماره ۳۴۶

۳۵ بازديد


در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز
گفتم كه مگر با تو شوم محرم راز
كي دانستم كه بعد چندين تك و تاز
در تو نرسم وز دو جهان مانم باز


رباعي شماره ۳۴۵

۳۵ بازديد


تا روي ترا بديدم اي شمع تراز
ني كار كنم نه روزه دارم نه نماز
چون با تو بوم مجاز من جمله نماز
چون بي تو بوم نماز من جمله مجاز


رباعي شماره ۳۴۴

۳۳ بازديد


آگاه بزي اي دل و آگاه بمير
چون طالب منزلي تو در راه بمير
عشقست بسان زندگاني ور نه
زينسان كه تويي خواه بزي خواه بمير


رباعي شماره ۳۴۹

۳۵ بازديد


اي سر تو در سينه هر محرم راز
پيوسته در رحمت تو بر همه باز
هر كس كه به درگاه تو آورد نياز
محروم ز درگاه تو كي گردد باز


رباعي شماره ۳۴۸

۳۳ بازديد


من بودم دوش و آن بت بنده نواز
از من همه لابه بود و از وي همه ناز
شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد
شب را چه گنه قصهٔ ما بود دراز


رباعي شماره ۳۴۷

۳۵ بازديد


در هر سحري با تو همي گويم راز
بر درگه تو همي كنم عرض نياز
بي منت بندگانت اي بنده نواز
كار من بيچارهٔ سرگشته بساز