در باغ روم كوي توام ياد آيد
بر گل نگرم روي توام ياد آيد
در سايهٔ سرو اگر دمي بنشينم
سرو قد دلجوي توام ياد آيد
اي خواجه ز فكر گور غم ميبايد
اندر دل و ديده سوز و نم ميبايد
صد وقت براي كار دنيا داري
يك وقت به فكر گور هم ميبايد
در دوزخم ار زلف تو در چنگ آيد
از حال بهشتيان مرا ننگ آيد
ور بي تو به صحراي بهشتم خوانند
صحراي بهشت بر دلم تنگ آيد
پيريم ولي چو عشق را ساز آيد
هنگام نشاط و طرب و ناز آيد
از زلف رساي تو كمندي فگنيم
بر گردن عمر رفته تا باز آيد
اي عشق به درد تو سري ميبايد
صيد تو ز من قويتري ميبايد
من مرغ به يك شعله كبابم بگذار
كين آتش را سمندري ميبايد
چشمي به سحاب همنشين ميبايد
خاطر به نشاط خشمگين ميبايد
سر بر سر دار و سينه بر سينهٔ تيغ
آسايش عاشقان چنين ميبايد
گلزار وفا ز خار من ميرويد
اخلاص ز رهگذار من ميرويد
در فكر تو دوش سر به زانو بودم
امروز گل از كنار من ميرويد
جانم به لب از لعل خموش تو رسيد
از لعل خموش باده نوش تو رسيد
گوش تو شنيدهام كه دردي دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسيد
آسان گل باغ مدعا نتوان چيد
بي سرزنش خار جفا نتوان چيد
بشكفته گل مراد بر شاخ اميد
تا سر ننهي به زير پا نتوان چيد
تا چند حديث قامت و زلف نگار
تا كي باشي تو طالب بوس و كنار
گر زانكه نهاي دروغزن عاشقوار
در عشق چو او هزار چون او بگذار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد