من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۷۸

۳۵ بازديد


گفتم چشمت گفت كه بر مست مپيچ
گفتم دهنت گفت منه دل بر هيچ
گفتم زلفت گفت پراكنده مگوي
باز آوردي حكايتي پيچا پيچ


رباعي شماره ۱۸۳

۳۳ بازديد


رخساره‌ات تازه گل گلشن روح
نازك بود آن قدر كه هر شام و صبوح
نزديك به ديده گر خيالش گذرد
از سايهٔ خار ديده گردد مجروح


رباعي شماره ۱۸۲

۳۴ بازديد


حمدا لك رب نجني منك فلاح
شكرا لك في كل مساء و صباح
من عندك فتح كل باب ربي
افتح لي ابواب فتوح و فتاح


رباعي شماره ۱۸۱

۳۴ بازديد


اي با رخت انوار مه و خور همه هيچ
با لعل تو سلسبيل و كوثر همه هيچ
بودم همه بين، چو تيزبين شد چشمم
ديدم كه همه تويي و ديگر همه هيچ


رباعي شماره ۱۸۵

۳۴ بازديد


گر درد كند پاي تو اي حور نژاد
از درد بدان كه هر گزت درد مباد
آن دردمنست بر منش رحم آيد
از بهر شفاعتم بپاي تو فتاد


رباعي شماره ۱۸۴

۳۳ بازديد


بي شك الفست احد، ازو جوي مدد
وز شخص احد به ظاهر آمد احمد
در ارض محمد شد و محمود آمد
اذ قال الله: قل هو الله احد


رباعي شماره ۱۸۸

۳۰ بازديد


در وصل زانديشهٔ دوري فرياد
در هجر زدرد ناصبوري فرياد
افسوس ز محرومي دوري افسوس
فرياد زدرد ناصبوري فرياد


رباعي شماره ۱۸۷

۳۳ بازديد


هر راحت و لذتي كه خلاق نهاد
از بهر مجردان آفاق نهاد
هر كس كه زطاق منقلب گشت بجفت
آسايش خويش بر دو بر طاق نهاد


رباعي شماره ۱۸۶

۳۳ بازديد


در سلسلهٔ عشق تو جان خواهم داد
در عشق تو ترك خانمان خواهم داد
روزي كه ترا ببينم اي عمر عزيز
آن روز يقين بدان كه جان خواهم داد


رباعي شماره ۱۹۰

۳۳ بازديد


گر عشق دل مرا خريدار افتد
كاري بكنم كه پرده از كار افتد
سجادهٔ پرهيز چنان افشانم
كز هر تاري هزار زنار افتد