من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۵۹

۳۴ بازديد


آنرا كه قضا ز خيل عشاق نوشت
آزاد ز مسجدست و فارغ ز كنشت
ديوانهٔ عشق را چه هجران چه وصال
از خويش گذشته را چه دوزخ چه بهشت


رباعي شماره ۱۶۳

۳۳ بازديد


افسوس كه ايام جواني بگذشت
دوران نشاط و كامراني بگذشت
تشنه بكنار جوي چندان خفتم
كز جوي من آب زندگاني بگذشت


رباعي شماره ۱۶۲

۳۳ بازديد


روزم به غم جهان فرسوده گذشت
شب در هوس بوده و نابوده گذشت
عمري كه ازو دمي جهاني ارزد
القصه به فكرهاي بيهوده گذشت


رباعي شماره ۱۶۱

۳۳ بازديد


از اهل زمانه عار ميبايد داشت
وز صحبتشان كنار ميبايد داشت
از پيش كسي كار كسي نگشايد
اميد به كردگار ميبايد داشت


رباعي شماره ۱۶۶

۳۱ بازديد


آسان آسان ز خود امان نتوان يافت
وين شربت شوق رايگان نتوان يافت
زان مي كه عزيز جان مشتاقانست
يك جرعه به صد هزار جان نتوان يافت


رباعي شماره ۱۶۵

۳۵ بازديد


دل گر چه درين باديه بسيار شتافت
يك موي ندانست و بسي موي شكافت
گرچه ز دلم هزار خورشيد بتافت
آخر به كمال ذره‌اي راه نيافت


رباعي شماره ۱۶۴

۳۶ بازديد


سر سخن دوست نمي‌يارم گفت
در يست گرانبها نمي‌يارم سفت
ترسم كه به خواب در بگويم بكسي
شبهاست كزين بيم نمي‌يارم خفت


رباعي شماره ۱۶۸

۳۴ بازديد


از باد صبا دلم چو بوي تو گرفت
بگذاشت مرا و جستجوي تو گرفت
اكنون ز منش هيچ نمي‌آيد ياد
بوي تو گرفته بود خوي تو گرفت


رباعي شماره ۱۶۷

۳۴ بازديد


آن دل كه تو ديده‌اي زغم خون شد و رفت
وز ديدهٔ خون گرفته بيرون شد و رفت
روزي به هواي عشق سيري ميكرد
ليلي صفتي بديد و مجنون شد و رفت


رباعي شماره ۱۷۰

۳۴ بازديد


آني كه ز جانم آرزوي تو نرفت
از دل هوس روي نكوي تو نرفت
از كوي تو هر كه رفت دل را بگذاشت
كس با دل خويشتن ز كوي تو نرفت