من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

رباعي شماره ۱۱۰

۳۵ بازديد


دنيا به جوي وفا ندارد اي دوست
هر لحظه هزار مغز سرگشتهٔ اوست
ميدان كه خداي دشمنش ميدارد
گر دشمن حق نه‌اي چرا داري دوست


رباعي شماره ۱۰۹

۳۵ بازديد


چشمي دارم همه پر از ديدن دوست
با ديده مرا خوشست چون دوست دروست
از ديده و دوست فرق كردن نتوان
يا اوست درون ديده يا ديده خود اوست


رباعي شماره ۱۱۳

۳۶ بازديد


غازي بره شهادت اندر تك و پوست
غافل كه شهيد عشق فاضلتر ازوست
فرداي قيامت اين بدان كي ماند
كان كشتهٔ دشمنست و اين كشتهٔ دوست


رباعي شماره ۱۱۲

۳۶ بازديد


عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا كرد مرا تهي و پر كرد ز دوست
اجزاي وجودم همگي دوست گرفت
ناميست ز من بر من و باقي همه اوست


رباعي شماره ۱۱۶

۳۳ بازديد


عالم به خروش لااله الا هوست
عاقل بگمان كه دشمنست اين يا دوست
دريا به وجود خويش موجي دارد
خس پندارد كه اين كشاكش با اوست


رباعي شماره ۱۱۵

۳۵ بازديد
 

آنرا كه حلال زادگي عادت و خوست
عيب همه مردمان به چشمش نيكوست
معيوب همه عيب كسان مي‌نگرد
از كوزه همان برون تراود كه دروست


رباعي شماره ۱۱۴

۳۴ بازديد


هر چند كه آدمي ملك سيرت و خوست
بد گر نبود به دشمن خود نيكوست
ديوانه دل كسيست كين عادت اوست
كو دشمن جان خويش ميدارد دوست


رباعي شماره ۱۱۹

۳۵ بازديد


زان ميخوردم كه روح پيمانهٔ اوست
زان مست شدم كه عقل ديوانهٔ اوست
دودي به من آمد آتشي با من زد
زان شمع كه آفتاب پروانهٔ اوست


رباعي شماره ۱۱۸

۳۵ بازديد


عقرب سر زلف يار و مه پيكر اوست
با اين همه كبر و ناز كاندر سر اوست
شيرين دهني و شهد در شكر اوست
فرمانده روزگار فرمانبر اوست


رباعي شماره ۱۱۷

۳۲ بازديد


عنبر زلفي كه ماه در چنبر اوست
شيرين سخني كه شهد در شكر اوست
زان چندان بار نامه كاندر سر اوست
فرمانده روزگار فرمانبر اوست