من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

حجاب

۳۳ بازديد


آنان كه به علم فلسفه مي‏نازند
بر علم دگر به آشكارا تازند
ترسم كه در اين حجاب اكبر، آخر
سرگرم شوند و خويشتن را بازند


فلسفه

۳۴ بازديد


فاطي كه فنون فلسفه مي‏خواند
از فلسفه فا و لام و سين مي‏داند
اميّد من آن است كه با نورِخدا
خود را ز حجاب فلسفه برهاند


همراز

۳۵ بازديد


آن شب كه همه ميكده ها باز شوند
يارانِ خرابات هم آواز شوند
فارغ ز رقيب، در كنارِ محبوب
طومار فراق بسته، همراز شوند


لَن تَراني

۲۹ بازديد


تا جلوه او جبال را دَك نكند
تا صَعْق، تو را ز خويش مُندَك نكند
پيوسته خطاب لَن تَراني شنوي
فاني شو تا خود از تو منفك نكند


بيراهه

۳۳ بازديد


علمي كه جز اصطلاح و الفاظ نبود
تيرگي و حجاب، چيزي نفزود
هر چند تو حكمت الهي خوانيش
راهي به سوي كعبه عاشق ننمود


سوي او

۳۶ بازديد


ذرّات وجود، عاشق روي وي‏اند
با فطرت خويشتن، ثناجوي وي‏اند
ناخواسته و خواسته دلها همگي
ر جا كه نظر كنند، در سوي وي‏اند


ثناي حق

۳۴ بازديد


ذرّات جهان، ثناي حق مي‏گويند
تسبيح كنان، لقاي او مي‏جويند
ما كوردلان خامششان پنداريم
با ذكر فصيح راه او مي پويند


قرار

۳۱ بازديد


جز ياد تو در دلم قراري نَبُود
اي دوست، بجز تو غمگساري نَبُود
ديوانه شدم، ز عقل بيزار شدم
خواهان تو را به عقل، كاري نَبُود


پند

۳۳ بازديد


تا دوست بُوَد، تو را گزندي نَبُود
تا اوست، غبارِ چون و چندي نَبُود
بگذار هر آنچه هست و او را بگزين
نيكوتر از اين دو حرف، پندي نَبُود


فروغ رخ

۳۵ بازديد


آن كس كه رخش نديد، خفاش بُوَد
خورشيدْ، فروغ رخ زيباش بُوَد
سرّ است و هر آنچه هست اندر دو جهان
از جلوه نورِ روي او فاش بُوَد