من تلاش ميكنم پس هستم

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۵

۳۱ بازديد


ساز بر خود حرام، آسايش
كه فراغت طريق مردي نيست
پا بفرساي در ره طلبش
پا همين بهر هرزه گردي نيست


شماره ۴

۳۴ بازديد


عيد، هركس را ز يار خويش، چشم عيدي است
چشم ما پر اشك حسرت، دل پر از نوميدي است


شماره ۸

۲۹ بازديد


به بازار محشر، من و شرمساري
كه بسيار، بسيار كاسد قماشم
بهائي، بهائي، يكي موي جانان
دو كون ارستانم، بهائي نباشم


شماره ۷

۳۲ بازديد


مستان كه گام در حرم كبريا نهند
يك جام وصل را دو جهان در بها دهند
سنگي كه سجده‌گاه نماز رياي ماست
ترسم كه در ترازوي اعمال ما نهند


شماره ۱۰

۳۲ بازديد


هرچه در عالم بود، ليلي بود
ما نمي‌بينيم در وي، غير وي
حيرتي دارم از آن رندي كه گفت
چند گردم بهر ليلي گرد حي
اي بهائي، شاهراه عشق را
جز به پاي عشق، نتوان كرد طي
 


شماره ۹

۳۲ بازديد


مي‌كشد غيرت مرا، غيري اگر آهي كشد
زانكه مي‌ترسم كه از عشق تو باشد آه او


شماره ۲

۳۲ بازديد


از سمور و حرير بيزارم
باز ميل قلندري دارم
تكيه بر بستر منقش، بس
بر تنم، نقش بورياست هوس
چند باشم مورع‌الخاطر
ز استر و اسب و مهتر و قاطر
تا كي از دست ساربان نالم
كه بود نام او گم از عالم
چند گويم ز خيمه و الجوق
چند بينم كجاوه و صندوق
گر نباشد اطاق و فرش حرير
كنج مسجد خوش است، كهنه حصير
گر مزعفر مرا رود از ياد
سر نان جوين سلامت باد


شماره ۱

۳۰ بازديد


گر نبود خنگ مطلي لگام
زد بتوان بر قدم خويش گام
ور نبود مشربه از زر ناب
با دو كف دست، توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان، آن و اين
هم بتوان ساخت به نان جوين
ور نبود جامهٔ اطلس تو را
دلق كهن، ساتر تن بس تو را
شانهٔ عاج ار نبود بهر ريش
شانه توان كرد به انگشت خويش
جمله كه بيني، همه دارد عوض
در عوضش، گشته ميسر غرض
آنچه ندارد عوض، اي هوشيار
عمر عزيزيست، غنيمت شمار


شماره ۱۱

۳۰ بازديد


جاي دگر نماند، كه سوزم ز ديدنت
رخساره در نقاب ز بهر چه مي‌كني؟


شماره ۳

۳۲ بازديد


دلم از قال و قيل گشته ملول
اي خوشا خرقه و خوشا كشكول
لوحش الله، ز سينه جوشيها
ياد ايام خرقه پوشيها
اي خوش ايام شام و مصر و حجاز
فارغ از فكرهاي دور و دراز
باز گيرم شهنشهي از سر
و ز كلاه نمد كنم افسر
شود آن پوست تخته، تختم باز
گردد از خواب، چشم بختم باز
خاك بر فرق اعتبار كنم
خنده بر وضع روزگار كنم